استعفای «علی رهبری» به معنای ترک نوازندههای ارکستر نیست

خرید بک لینک
موسیقی ما دقیقا یک سال پیش در چنین روزهایی بود که ارکستر سمفونیک تهران پس از مدتها بلاتکلیفی و تعطیلی فعالیت خود را از سرگرفت. تولد دوباره این ارکستر در رسانههای بینالمللی هم بازتاب داشت و همه امیدوار بودند که ظرف مدت کوتاهی نوای ارکستر سمفونیک تهران به گوش جهانیان برسد. «علی رهبری» هم با عنوان مدیر هنری و رهبر فعالیت خود را آغاز کرد اما هیچکس انتظار نداشت که همه آن روزهای خوب یک سال هم دوام نیاورد. چندی پیش «علی رهبری» از سمت مدیریت هنری و رهبری ارکستر سمفونیک تهران استعفا داد. استعفایی که جنجالهای زیادی به پا کرد و باعث شد تا برخی ناگفتهها هم مطرح شود. از جمله بحث بودجه و مسائل مالی ارکستر طی روزهای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفت. در این بین «باربد بیات»، فرزند استاد بابک بیات، فیش حقوقی آذرماه خود را منتشر کرد. اعداد این فیش تعجب خیلیها را برانگیخت و همین مساله باعث شد تا به سراغ این آهنگساز و نوازنده «هورن» برویم. باربد بیات در این گفتوگوی مفصل از برخی مسائل حاشیهای و خصوصا مباحث مالی ارکستر سمفونیک تهران صحبتهای جالبی را مطرح کرد که در ادامه میخوانید.
  • *در فیش حقوقی شما مبلغ 324 هزار تومان با عنوان حقوق پایه درج شده در حالی که سالها است در ایران اصلا چنین عددی با عنوان حقوق برای هیچ شغلی وجود ندارد.
در فیش حقوقی من روزهای کاری را 18 روز نوشته است در حالی که نوازنده ارکستر در همه جای دنیا ماهیانه حقوق میگیرد. من به آقای «بهرام جمالی» هم عرض کردم که لطف کنید برای ما توضیح دهید برای شخصی که بیمه رد میکنید نوع همکاری با او قراردادی یا پروژهای است یا کارمند شما است. در کشور خودمان زمانی که شما با شخصی پروژهای و به مدت هفت یا هجده روز کار میکنید دیگر نیازی به رد کردن بیمه نیست. کارکرد عادی من را هجده روز رد کردهاند و اگر آن ماه سی روز بوده باشد، دوازده روز شامل جریمه میشود. این جریمه را باید بنیاد رودکی پرداخت کند و فقط هجده روز بیمه رد کردهاند. حقوق پایه را هم 324 هزار تومان نوشتهاند و اصلا جریان این عدد را نمیدانم. فیش حقوقی همان ماه یکی دیگر از دوستان را در اختیار دارم و برای او این مبلغ 458 هزار تومان است. یا یکی دیگر از نوازندگان 135 هزار تومان است و این مساله خیلی گنگ است. میدانم که نوازندگان به سه درجه A وB و C تقسیم بندی شدند. من در درجه A بودم و قراردادی را امضا کردم که هرگز کپی آن را به من ندادند. به من گفتند که پس از امضای مدیر بنیاد، کپی قرارداد را به شما ارائه میکنیم اما من هنوز پس از یازده ماه دریافت نکردهام. در این قرارداد نوشته بودند که 27 میلیون ریال حقوق ماهیانه است. اگر بیمه و مالیات از آن مبلغ کم میشد باید حدود 24 میلیون ریال پرداخت میکردند. اما هیچوقت اینطور نبود. البته باید فیشهای حقوقی تا مهرماه را دریافت کنم ولی پس از ماه مهر روال به این صورت بوده که یک ماه هجده روز یا یک ماه بیست و یک روز پرداخت کردهاند. دستگاهی در محل تمرین قرار دادهاند که باید نوازندهها برای ورود و خروج خود انگشت میزدند. اگر ارکستر دو شیفت هم کار میکرد برایشان مهم نبود. به عنوان مثال ما در ماه آبان سه هفته ضبط داشتیم. استاد «علی رهبری» از ما سوال کردند که دوست دارید شش هفته صبح برای ضبط قطعات آهنگسازان ایرانی برای شرکت «ناکسوس» بیایید یا دوست دارید سه هفته از نه صبح تا شش بعد از ظهر بیایید که در آن صورت سه هفته تعطیل میشدیم. پس از رایگیری تصمیم گرفتیم که سه هفته از صبح تا عصر ضبط کنیم و سه هفته تعطیل باشیم. اما بنیاد رودکی فقط برای سه هفتهای که حضور داشتیم پرداختی داشتند و سه هفته را به راحتی نادیده گرفتند.
  • *هیچ وقت برای شما آن مبلغ دو میلیون چهارصد یا هفتصد هزار تومان را واریز نکردند؟
این برای یک ماه بود که هشتصد هزار تومان واریز کردند. یک ماه یک میلیون و سیصد هزار تومان پرداخت میکردند و هر ماه تقریبا متفاوت بود. یک ماه به یکی از دوستان سیصد هزار تومان پرداخت کردند. این دوست ما جزء جمع پنج- شش نفرهای است که در جلسه پانزدهم بر ضد استاد رهبری صحبت کردند. این دوست ما دو سه روز قبل از کنسرت چند تمرین ارکستر را حاضر نشدند و در اصفهان کنسرت داشتند. ایشان ناراحت بودند که چرا استاد رهبری عذرشان را خواستند و از «ترکیه» نوازنده آوردند. این نوازنده هم مقصر نبود زیرا بنیاد حقوق این آقا را پرداخت نکرده بود و من و سایر نوازندگان فداکاری کردیم و در کنسرتهای دیگر شرکت نکردیم. این دوست ما هم حق داشت و نوازندهای که حقوق نگرفته مشکل مدیر هنری نیست و مدیر هنری نیاز به نوازندهای دارد که سر تمرینها باشد. در این بین بنیاد رودکی از همه طرف به ارکستر ضربه زده و اگر به آن دوست ما حقوق به موقع پرداخت میکردند او ناچار نمیشد که در کنسرت دیگری شرکت کند و به اصفهان برود.
  • *نسبت به این موضوع که در قرارداد شما یک عدد درج شده و مبلغ دیگری به شما پرداخت میشود اعتراضی نکردید؟
اعتراض کردیم اما با ادبیات خاصی همیشه ما را نگه داشتند و زمانی که دیدیم به نتیجه نمیرسیم به اعتماد استاد رهبری ادامه دادیم. ایشان هم برای ما جنگید و پیگیری هم کردند. به عنوان مثال ما «بهنام ابوالقاسم» که یک پیانیست خوب است را داشتیم که بعدا دیگر با بنیاد رودکی کار نکردند. پس از ماهها به ایشان حقوقی پرداخت نشد و آقای رهبری برای آقای جمالی یک ایمیل ارسال کردند. ایشان گفتند که در قرارداد من بندی وجود دارد مبنی بر اینکه اعضای خانواده من سالی یکبار با هزینه بنیاد رودکی به ایران بیایند و هزینهها را باید بنیاد تقبل کند. ایشان گفتند که من از این حق خودم میگذرم و بدهی خودتان را به آقای ابوالقاسم پرداخت کنید. ظاهرا الان پرداخت شده ولی مطمئن هستم که پس از آن ایمیل آقای رهبری مدتها طول کشید تا حق و حقوق آقای ابوالقاسم را پرداخت کنند. ما از این نمونهها زیاد داشتیم. نوازندهای داشتیم که مشمول نظام وظیفه بود و استاد رهبری جلوی همه به ایشان قول دادند که اگر تا هفته بعد، بنیاد بدهیاش به شما را پرداخت نکرد من خودم طلب شما را پرداخت میکنم. یک هفته بعد بنیاد پولی به ایشان پرداخت نکرد و بهانه آنها این بود که ایشان مشمول است. استاد رهبری «یورو» داشتند و تبدیل کردند و طلب این نوازنده را پرداخت کردند. بعد از حدود یک ماه همکاری به دلیل اینکه پول از سوی استاد رهبری پرداخت شده بود، بنیاد بدهیاش را تسویه کرد.
  • *نوازندگان پیشکسوت در این ارکستر چه میزان دریافتی داشتند؟
چند ماه قبل محترمانه از برخی نوازندگان پیشکسوت دعوت شد که نوازندههای جوانتر به جایشان بنشینند و از تجربیات آنها استفاده شود. برخی از این عزیزان قبول نکردند و الان مشغول کار در ارکستر ملی و تحت پوشش بنیاد هستند. اینکه نوشتهاند در طول یک سال 86 نوازنده به دلیل استاد رهبری ارکستر را ترک کردهاند دروغ است. برخی از این جمع 86 نفرهای که اعلام شده و از ارکستر سمفونیک رفتهاند کماکان از بنیاد حقوق دریافت میکنند اما بودجه آنها از جای دیگری تامین میشود. اما چند چهره دیگر از این پیشکسوتان در ارکستر باقی ماندند و وزارتخانهای هستند. این افراد یک میلیون و خردهای دریافت میکنند. مدیر هنری به آنها قول داده بود اگر درجه B یا C هستند مابهالتفاوت آن از سوی بنیاد پرداخت شود اما هیچ وقت بنیاد چیزی اضافهتر پرداخت نکرد و کماکان همان مبلغ یک میلیون و یک میلیون و خردهای را دریافت میکنند.
  • *با وجود پرداخت چنین مبالغی سوال اصلی این است که آن بودجه پنج میلیارد تومانی که مسئولان و مقامات دولتی قولش را دادند چه شد؟
بنیاد میتواند چیزهای زیادی بگوید اما بنیاد رودکی برای شخص بنده قابل اعتماد نیست. بنیاد رودکی نامهای منتشر کرد مبنی بر اینکه تا کنون هشتصد میلیون تومان دریافت کردهاند. به خاطر دارم که از آن پنج میلیارد تومان، دو میلیارد برای خرید و تعمیرات ساز در زمان آقای «پیروز ارجمند» بود. آقای ارجمند درباره پرداخت یا عدم پرداخت بودجه میتوانند صحبت کنند و خیلی هم زحمت کشیدند. من رقم دقیقی نمیدانم و مشکل این است که آقای پیروز ارجمند مدیر بودند اما نمیدانستند چه میزان از بودجه ارکسترها پرداخت شده است! و دسترسی هم به مبالغ نداشتند. روز شنبه 15 اسفند دوستان بدون هماهنگی با مدیر هنری با نوازندهها جلسه برگزار کردند. آقای «اکبری»، مدیر اجرایی، از روی یک کاغذ خواندند که 436 میلیون تومان به استاد رهبری پرداخت کردهاند و ایشان قبل از هر مرتبه که به وین برگردند پول خود را دریافت کردهاند. ایشان برای مدیریت هنری فقط 1500 یورو در ماه دریافت میکنند. یکی از عزیزانی که برای رهبری به ارکستر سمفونیک دعوت شد و هیچ کاری هم انجام نمیدهد اما مدتهای طولانی است که ماهی پنج میلیون تومان دریافت میکند. ایشان به جای اینکه با ارکستر سمفونیک اجرا کند رفتند و با ارکستر ملی اجرا کردند و خواستند که ارکستر ملی را به صورت سمفونیک دربیاورند. بعدا بنیاد در نامه اول خود که خیلی هم توهینآمیز بود نوشت که 436 میلیون تومان شامل هزینهها، رفت و آمد و هتل آقای رهبری است. یعنی حرفهای خودشان هم ضد و نقیض است. سه روز قبل از آن نامه گفتند که به صورت مستقیم این مبلغ پرداخت شده و بعد نامهای چاپ کردند که شامل تمام هزینهها بوده است. البته حرفشان دروغ نیست چون شما حساب کنید 12 تا 1500 یورو معادل 18 هزار یورو میشود. هر اجرای سمفونی نه بتهوون هم هر شب 1500 یورو بود و این مبالغ رهبری هیچ ارتباطی به حقوق ماهیانه استاد رهبری نداشت. ایشان تا پایان شهریورماه بیست اجرا بیشتر نداشتند و میتوانید مبلغ دقیقش را محاسبه کنید و ببینید که چند سمفونی نه بوده و چند مورد هم سایر اجراها بوده است. طی دوازده ماه اخیر هم هشت اجرای ایشان لغو شده که استاد رهبری اجرای خودشان را لغو نکردند.
  • *یکی دیگر از حواشی استعفای آقای رهبری به «تهمورس پورناظری» مربوط میشود و نامهها و بیانیههایی میان این دو هنرمند رد و بدل شد. نقش و حضور ایشان در ارکستر سمفونیک تهران چگونه بود؟
ایشان هیچوقت در تمرینات حضور نداشتند. اتفاقا بیانیه ایشان به گونهای بود که ناخودآگاه به نفع ما عمل کردند. استاد رهبری همیشه میگفتند دوستانی در پشت پرده حضور دارند. آقای رهبری توهینی نکردند و فقط میگویند این دوستانی که شورا و هیئت امنا تشکیل دادهاند تجربهای در کار ارکستر سمفونیک ندارند. میگویند که در کار خودشان استاد هستند. موضوع این است که آقای پورناظری در هیچ تمرین ما حاضر نشدند و به انتخاب آقای جمالی یا هر شخص دیگری، مشاور آقای جمالی بودند. شما بروید یک مشاور پیدا کنید که بتواند آقای رهبری را ارزیابی کند. من حرف بدون سند و مدرک بیان نمیکنم ولی ایشان در نامه خود نوشتند که پیشنهاد دادند که بیست درصد حقوق نوازندهها افزایش پیدا کند و آقای رهبری مخالفت کردهاند. چرا باید آقای رهبری با این موضوع مخالفت کند؟ حقوق نوازنده هرچه بیشتر شود به تبع آن روحیه بهتری هم پیدا میکنند و در کارشان تاثیر میگذارد. اصلا چرا باید ایشان نظر دهد و هیچ رسمیتی ندارند. ایشان با نامه خود نشان دادند که بدون اینکه رسما اعلام شود، مشاور آقای جمالی بودند. اصلا این هیئت امنا را چه کسی ارزیابی میکند و هر گروهی باید مورد تایید یک گروه بالاتر هم قرار بگیرد. چگونه میشود که کار شما موسیقی سنتی باشد و تنها تجربه شما در کار سمفونیک این باشد که کاری را به شخص دیگری دادهاید و برایتان ارکستراسیون و ضبط کرده و خودتان تجربهای در ارکستر سمفونیک نداشته باشید؟
  • *و آیا امیدی به بهبود شرایط و بازگشت رهبر ارکستر سمفونیک تهران دارید؟
استعفای استاد علی رهبری به این معنا نیست که ایشان نوازندههای ارکستر را ترک کردهاند. استاد رهبری ارکستر سمفونیک را ترک نکردهاند استعفای ایشان به نشانه اعتراض بوده است. به این جهت چنین کاری انجام دادند که دوستان به خودشان بیایند و به وعدههایی که دادند عمل کنند. ایشان در خاورمیانه تک هستند و ممکن است که شما موزیسین خوب پیدا کنید اما پیداکردن کسی که مدیر خوبی هم باشد سخت است. در حد ایشان هیچ رهبر ایرانی در دنیا وجود ندارد و به عنوان مدیریتی تا کنون در کشورهای مختلف مدیر هنری بودند و در امور اداری دخالت داشتند. بنیاد رودکی به ایشان میگوید که در امور اداری دخالت نکنید. وقتی شما به حقوق پرداخت نمیکنید با مدیر هنری درگیر میشود زیرا وقتی سرکار است و دیر میآید مدیر هنری به او میگوید که چرا دیر آمدید؟ آن نوازنده هم خسته و بیپول به کار دیگری رفته و با پرخاشگری جواب مدیر هنری را میدهد. همه این مشکلات به بنیاد رودکی باز میگردد. استاد رهبری مایل به همکاری هستند و استعفای ایشان به معنای اعتراض بوده است. نوازندگان ارکستر را ترک نکردهاند و بنیاد رودکی اگر مسائل را حل کند مطمئنا ایشان به همکاری خود ادامه میدهند. اگر هم همکاری نکنند و استعفای آقای رهبری قبول شود ایشان چیزی را از دست نداده است. کشور و جامعه ما ایشان را از دست میدهد. در این صورت دوباره همه چیز به همان داستانهای پروژهای باز میگردد که سالی چند اجرا داشته باشند و هر زمان که به ارکستر نیاز دارند پولی پرداخت و نوازندهها را جمع میکنند. آبان ماه قرارداد جدیدی جلوی آقای رهبری گذاشتند تا درجه نوازندهها را پایین بیاورند و ساعتی هم به آنها پول پرداخت کنند. قانوناً هیچ قرارداد جدیدی با عنوان ساعتی یا پروژهای با ما بسته نشد و بنیاد رودکی سرخود از ماه مهر دستگاهی گذاشت و هر ماه به تعداد ساعت حضور نوازندهها پول پرداخت کردند. دقیقا همانند کارگرها و کسی هم که نبود هیچ مبلغی پرداخت نمیکردند. ارکستر چند نوازنده کوبهای دارد و چنین نوازندههایی در سمفونی نه بتهوون جایی ندارند. ناگهان نیاز نبوده که آن نوازنده یک ماه سرکار حاضر شود و در همه جای دنیا چنین نوازندهای حقوقش را کامل میگیرد اما شرایط ما متفاوت بود و به آن افراد حقوق نمیدادند

سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما...

ما را در سایت سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 155 تاريخ: دوشنبه 24 اسفند 1394 ساعت: 20:37

صفحه بندی