ارکستری بیحاشیه با رهبری متین

خرید بک لینک
موسیقی ما - «حرفهای زیبا خوب است؛ اما عمل کردن اهمیت دارد. وعدههای پیاپی داده شد؛ اما در عمل شاهد هیچ اقدام جدیای نیستم. مردم هم انتظاراتی دارند و طبیعی است که سوال کنند، اما تنها عکس العمل من به این پرسشها ابراز تاسف است و بس. تنها تفاوتی که وجود دارد این است که آزمونی برگزار شد که حالا نمیدانم کاری که انجام دادهام و آزمونی که برگزار کردهام کار درستی بوده یا خیر.»

اینها را «فرهاد فخرالدینی» مدتها بعد از بلاتکلیفی دربارهی ارکسترها گفت. آن روزها، هنوز چند وقتی مانده بود به آنکه بنیاد رودکی بیتوجه به دعوتش از «منوچهر صهبایی»، از «علی رهبری» دعوت کند و چنان ذوقزدهی حضورِ این موزیسین برجسته در ایران باشد که اصلا یادش نماند وعدهی بازگشایی ارکستر ملی را هم داده بود، همانطور که هنوز چند ماهی مانده بود به آنکه «علی رهبری» از «ارکستر سمفونیک ملی» بگوید. همهی این اتفاقات اما فاصلهی بسیاری داشت به این روزها، شاید در مخیلهی کسی هم نمیگنجید که بعد از یک سال ورق چنان برگردد که «علی رهبری» در هفتهی پایانی قراردادش با بنیاد، استعفا دهد و چنان نامهای به بنیاد و البته بنیاد چنین جوابیهای به آن استعفا؛ آن روزها دو طرف با هم مهربانتر بودند و چنان سرخوش از اتفاقات پیشآمده که خیلی مسایلِ دیگر را به دست فراموشی سپرده بودند.

  • وعدههای خوب ... وعدههای شیرین خوب
مدتها قبل از راهاندازی ارکستر با استادِ برجستهی موسیقی ملی در خصوص بازگشایی آن حرف زده بودند و رییس وقت دفتر موسیقی – پیروز ارجمند- جلساتِ بسیاری با «فرهاد فخرالدینی» برای بازگشایی مجدد ارکستر موسیقی ملی گذاشته بود؛ اما نه حکمی به او داده بودند و نه حتی ابلاغی. او که یازده سال سکانِ هدایتِ ارکستر را برعهده داشت و در همان سالِ عجیبِ تاریخ معاصر ایران، آن را رها کرده بود، وقتی شنید که دولتی سر کار آمده که رایحههای «امید» و «تدبیر» در آن موج میزند و میخواهد «ارکستر ملی» را راهاندازی کند، دست به کار شد. آهنگسازی و نوشتنِ خاطرات و کتابهای آموزشیاش را به اصرار مدیران رها کرد و برای انتخاب نوازندگان آزمون را برگزار. بعد از برگزاری آزمون هم بلافاصله، ارزیابی دقیقی از فعالیتهای ارکستر انجام داد و با سرعت فهرست پذیرفتهشدگان را به دفتر موسیقی ارسال کرد. رییس وقتِ دفتر موسیقی – و حالا منتقد اصلی آن- که تا پیش از آن بارها و به اصرار برای رهبری ارکستر از او دعوت و حتی خواهش کرده بود، اما تا ماههای طولانی پاسخی به آن لیست نداد. «فرهاد فخرالدینی» اما با همان متانت همیشگیاش در پاسخ به خبرنگارانی که گاهوبیگاه برای این موضوع با او تماس میگرفتند، تنها به این نکته اکتفا میکرد که «اکراه دارم در این زمینه حرفی بزنم» و البته بعد از مدتها در گفتوگو با «موسیقی ما» دربارهی این تعلل گفت: «نگاه به هنر و خاصه هنر موسیقی نگاه تاسف باری است، گویی ضرورت هنر آنگونه که بایسته و شایسته است، درک نشده است.»
  • علی رهبری: کلمهی ملی ربطی به موسیقی ملی ندارد
روزهای پایانی سال گذشته بود که ارکستر سمفونیک راهاندازی شد.- گزارش کامل وقایع یک سال اخیر ارکستر چندی قبل در سایت موسیقی ما منتشر شد- سمفونی نهم بتهوون در زمانِ اندکی با رهبری «علی رهبری» به شکل فشردهای تمرین شد و اجرایی بیعیب و نقص را با حضورِ گستردهی مسوؤلان هنری و دولتی و البته شخصیتهای هنری پشت سر گذاشت. ماجرا اما به اینجا ختم نشد، آقای «رهبری» در آن زمان در یکی از نشستهای هفتگی خود، خبر از تشکیل «ارکستر سمفونیک ملی» داد و گفت: «کلمه «ملی» اصلا ربطی به موسیقی ملی ندارد و متاسفانه این چیزی است که فقط در ایران باب شده است. من در همه جای دنیا تجربه رهبری ارکسترهای ملی را داشتهام و در آنجا به این موضوع رسیدهایم که «ملی» یعنی «ملت» که این واژهها ارتباط خاصی هم به موسیقی ملی ندارد. من خودم تاریخ موسیقی ایران هستم و در این مدتی که در ایران و خارج از کشور علاوه بر موسیقی ایرانی، به موسیقی غربی نیز میپرداختم به این باور رسیدیم که موسیقی ایرانی نه تنها با موسیقی غربی هیچ مشکلی ندارد، بلکه میتواند کاری کند که یک هنرمند به راحتی بتواند موسیقی کلاسیک را تجربه کند، چرا که موسیقی ایرانی تربیت احساس است و وقتی ما با موسیقی ایرانی به سراغ موسیقی غربی برویم، کار اتفاقا جذابتر و شنیدنیتر خواهد بود.»
  • علی مرادخانی: سازمان ارکسترها راهاندازی میشود
آن زمان «علی رهبری» فرماندار بلامنازعی بود که تمامی حرفهایش با احترام پذیرفته میشد، البته همان وقتها ایدههای بسیاری هم در ذهن داشت که در صورت پذیرش میشد،امیدوار بود که وضعیت ارکسترها سرو سامانی بگیرد؛ اما «ارکستر سمفونیک ملی» از آن ایدهها نبود؛ اما به هر روی «علی مرادخانی» نیز این موضوع را تایید کرد: «طی مشورتی که با علی رهبری – مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران – و مدیرعامل بنیاد رودکی داشتیم، قرار است سازمان بزرگ ارکسترها زیر نظر بنیاد رودکی تشکیل شود. با راه افتادن چنین سازمانی، نوازندگانی در زمینهی موسیقی ملی و سمفونیک تربیت خواهند شد و همهی این فعالیتها زیر نظر یک سازمان انجام میشود.» «ارکستر سمفونیک ملی» البته یک کنسرت هم برگزار کرد و در این میان باز هم کسی خبری از بزرگِ نجیبِ موسیقی نگرفت. او تنها در گفتوگویی با سایت «موسیقی ما» به گفتن این نکته بسنده کرد که: ««متأسفانه دوستان به تمامی وعدههایی که به من داده بودند عمل نکردند و فکر میکردم وعده آقای روحانی رئیسجمهوری کشورمان که در دیدار با هنرمندان تأکید داشتند ارکسترهای ملی و سمفونیک تهران به صورت مجزا و مستقل کار خود را آغاز کنند، شکل دیگری به خود گرفته است.»
  • ارکستر ملی را مصادره کردند
همان روزها مراسمی برای صد و چهارمین سالروز تولد استاد غلامحسین بنان و 27 امین سالگرد انتشار آلبوم «یاد یار مهربان» شکل گرفته بود، در آن مراسم «فرهاد فخرالدینی» مثل همیشه با احترام از سرمایههای موسیقی ملی گفت و البته در پاسخِ خبرنگاران دربارهی اتفاقات پیش آمده نیز صحبت کرد: «موسیقی ملی باید یک واحد مستقل داشته باشد و نباید آن را با موسیقی سمفونیک ادغام کرد. نوازندههای ارکستر ملی باید با پردههای موسیقی ایرانی آشنایی داشته باشند در غیر این صورت نمیتوانند کارشان را به نحو احسن انجام دهند. این دلیل خوبی نیست که هر کس در یک ارکستر کلاسیک میتواند نوازنده خوبی باشد، در ارکستر ملی هم میتواند توفیقاتی را کسب کند. البته در این میان نمیتوان به استثناها فکر نکرد. آقای ارسلان کامکار در هر نوع موسیقی تبحر دارد اما همه نوازندهها که اینگونه نیستند، موسیقی ملی نوازندههای مخصوص به خود را لازم دارد. من برای گرفتن چوب رهبری ارکستر ملی استقلال و دستمزد مناسب برای نواندهها طلب کردهام و معتقد بودم نوازنده ارکستر ملی باید با نوازنده ارکستر سمفونیک متفاوت باشد و تا آخر عمر هم بر سر این حرفم خواهم ماند. با طرح ادغام ارکستر ملی با ارکستر سمفونیک مخالفم و معتقدم راه درستی در پیش گرفته نشده و نتیجهای جز اینکه موسیقی ملی ما به انحراف کشیده شود، نخواهد داشت. با ادغام ارکستر ملی و ارکستر سمفونیک، ارکستر ملی ما نه تنها احیا نشد بلکه مصادره هم شد.»
  • علی مرادخانی: با طرح ادغام مخالف بودم
اینجا ایراان است و فاصلهی اتفاقات اندک، در مدت زمان کوتاهی دوباره حرف ارکستر موسیقی ملی به میان آمد. «علی مرادخانی» که در زمان ریاستِ او بر دفتر موسیقی در دوران اصلاحات – که البته آن زمان مرکز خوانده میشد- ارکستر موسیقی ملی راهاندازی شده بود، در اظهارنظری گفت: «من اصلاً از اول با طرحِ ادغام اركسترها مخالفت کردم؛ ضمن اينكه اركستر سمفونيك ملي وجود ندارد؛ ما یک ارکستر سمفونیک و یک ارکستر موسیقی ملی ایران داریم. بالاخره ارکستر ملی با رهبری «فرهاد فخرالدینی» کار خود را آغاز کرد.
  • علی رهبری: من شاگرد آقای فخرالدینی بودهام و آرزویم حضور دو ارکستر سمفونیک و ملی است
به رسم معمول جلسهای مطبوعاتی گذاشتند و «فرهاد فخرالدینی» که تمام عمرش را با موسیقی ملی ایران گذشته، در آن گفت: «بسیار خوشحالم که بار دیگر میتوانم در خدمت موسیقی ملی ایران انجام وظیفه کنم. من در سال ۷۷ توانستم ارکستر موسیقی ملی را برای اولینبار بعد از انقلاب راهاندازی کنیم و من به عنوان رهبر ارکستر در آن حضور داشته باشم. الان هم که میخواهیم دوباره آیین بازگشایی مجدد این ارکستر را برگزار کنیم، باید بگویم که راه ما همان راهی است که از ابتدا طی کردهایم. من آمدهام که خدمت کنم و راهی که رفتهام را ادامه دهم. در آرشیو موسیقی ملی، بهترین نمونههای آثاری هستند که در ارکستر گلها و موسیقی ملی ملی منتشر شدند و همان آثار را با تکنیکهایی که امروزه بهتر شدهاند اجرا خواهیم کرد که امیدواریم در این مسیر موفق باشیم.»

نکتهی جالب حضور «علی رهبری» بود و گفتنِ این نکته که: »من به نوعی شاگرد تئوری ایشان بودهام. من به جوانان نوازنده گفتم جوانان نوازنده ارکستر گفتم که آرزویم از همان ابتدا این بود که دو ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر موسیقی ملی تا این حد به هم نزدیک شوند.»

  • سالار عقیلی و محمد معتمدی، خوانندگان اولین اجرای ارکستر ملی
ارکستر موسیقی ملی در حالی کار خود را آغاز کرد که تعدادی از نوازندگان ارکستر موسیقی ملی هنوز نتوانستند به دلایل مالی به سازمان ارکسترها راه پیدا کنند. فخرالدینی البته قرار گذاشت تا از تکنوازان خوب موسیقی ایران به عنوان سولیست استفاده کند و در اولین اجرای خود آقای کیوان ساکت حضور داشت. فخرالدینی همچنین تلاش کرد تا از حضور رهبران مهمان نیز استفاده کند و از آهنگسازان ایرانی هم دعوت کرد تا برای نوشتن قطعات جدید برای این ارکستر به او کمک کنند.
  • «محمدرضا شجریان» و ماجرایش اجرایش در ارکسترها:
  • علی رهبری: آقای شجریان را از طریق مامانم میشناسم
در جلسهی مطبوعاتی که برای راهاندازی ارکسترها انجام شده بود، به ماجرای حضور محمدرضا شجریان و شهرام ناظری در مجموعه ارکسترها به عنوان خواننده پرداخته شد. علی رهبری دربارهی آن گفت: «قبل از ورود آقای فخرالدینی به مجموعه ارکستر ملی بشنیدم که آقای محمدرضا شجریان قرار است به عنوان خواننده در ارکسترها حضور داشته باشند اما جالب است که به شما بگویم من فقط محمدرضا شجریان را از طریق مامانم میشناسم که در وین کاستهای این خواننده را می گذاشت و من هم گوش میدادم؛ اما در ملاقاتی که با آقای ناظری داشتم به من گفت که تمایل دارد روزی در ارکستر بخواند که من در نبود آقای فخرالدینی موافقت خود را با خضور ایشان اعلام کردم. شما خوب میدانید که من در رابطه با کلمه شوالیه برای شهرام ناظری مشکل تراشی کردم اما میبینید که رابطه بسیار خوبی با او دارم.»

اما در همان جلسه «فخرالدینی» در این باره گفتند: «آقای شجریان با من در ارکستر ملی همکاری کردهاند و رابطه صمیمانهای بین ما وجود دارد. تا آنجا که میدانم آقای شجریان هم تمایل دارند تا در ارکستر موسیقی ملی حضور داشته باشند و امیدوارم این محدودیت برای برگزاری کنسرت برای ایشان مرتفع شود و ما مثل گذشته بتوانیم به همراه ایشان به اجرای موسیقی ملی بپردازیم.»

  • پیروز ارجمند: باید ارکستر ملی را زودتر راهاندازی میکردیم
چند روز بعد از آن، هنرمندان و مسوؤلان جمع شدند تا در آیینی باشکوه ضمن رونمایی از آلبوم تصویری کنسرت سال 92 «ارکستر مهر نوازان» به رهبری استاد فرهاد فخرالدینی و خوانندگی سالار عقیلی از مقام هنری چندین دهه فعالیت این هنرمند ارزشمند موسیقی کشورمان که چندی است مجددا به عنوان رهبر ارکستر موسیقی ملی معرفی شده،تجلیل کنند. در آن جلسه، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد به این مساله اشاره کرد که: «همانطور که همه می دانیم استاد فخرالدینی زمانی با ارکستر موسیقی ملی قطع همکاری کردند اما در سال قبل که خدمت ایشان رسیدیم و خواستیم که او درباره حضور در ارکستر موسیقی ملی برنامه ریزی کنند ایشان نقش بسیار زیادی را در شکل گیری این مجموعه موسیقایی انجام دادند. او از جمله هنرمندانی است که توانست رپرتوآر ارکستر موسیقی ملی را تجهیز کند و حتی در زمانی که خلأ حضور نداشتن موسیقی ملی به شدت احساس می شد همراه با هنرمندان جوان و پیشکسوت ارکستر موسیقی مهرنوازان را تشکیل داد؛ مدیریتی که هم سخت بود و هم شایسته. به نظر من تشکیل ارکستر موسیقی ملی بسیار ضروریتر از ارکسترسمفونیک تهران بود و شاید بهتر بود ما در ابتدا تشکیل این ارکستر را کلید میزدیم.»
  • اولین کنسرت
تالار وحدت سرانجام بعد از مدتها حاشیه، چهارشنبه شب بیستم خرداد ماه در یک آیین ویژه با حضور مقامات ارشد دولتی از معاون رییس جمهور گرفته تا مشاوران و وزیران امور خارجه و فرهنگ و ارشاد اسلامی شاهد از سرگیری فعالیتهای ارکستر موسیقی ملی با رهبری «فرهاد فخرالدینی» و کنسرت مایستری «همایون رحیمیان» بود. همچنین محمد معتمدي و سالار عقيلى، دو خواننده صاحب نام موسیقی کشورمان در قطعاتی جداگانه و البته دو قطعه مشترک، قطعاتی از آهنگسازان فقید و صاحب نام موسیقی ایرانی را برای دوستداران خود اجرا کردند و كيوان ساكت در مقام سوليست، در اين اركستر حضور داشت.

در این برنامه محمد باقر نوبخت معاون رییس جمهور و رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، حسین فریدون دستیار ویژه رییس جمهور، حسام الدین آشنا مشاور فرهنگی رییس جمهور و رییس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری، علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه، علی مرادخانی معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و تعدادی دیگر از مسوولان از مهمانان ویژه بودند و بار دیگر کلیپی از سخنرانی رییس جمهور در جمع هنرمندان مبنی بر بازگشایی ارکستر موسیقی ملی و مصاحبه با وزیر ارشاد در سالن پخش شد و فرهاد فخرالدینی که هجده سال پيش اين اركستر را بعد از انقلاب راه اندازی کرده بود گفت: «خوشحالم فرصتی پیدا کردم تا در خدمت موسیقی ملی ایران باشم. خوشحالم که وعده رییس جمهور محقق شد و ارکستر ملی کار خودش را شروع کرد.»

  • فرهاد فخرالدینی و دعوت دوباره از آهنگسازان برای حضور در ارکستر ملی
«همین که در نهایت بسیاری متوجهی این مساله شدند که موسیقی ایران به دو ارکستر، یعنی ارکستر موسیقی ملی و همچنین ارکستر سمفونیک نیاز دارد، یک اتفاق خوشایند برای موسیقی ماست. میدانید که از همان زمان که طرحِ ادغامِ این دو ارکستر به وجود آمد، من مخالفت شدیدی با آن کردم، هنوز هم به این ماجرا اعتقاد دارم؛ چون این دو ارکستر، اصلا دو وظیفهی متفاوت با یکدیگر دارند. ارکستر سمفونیک تهران، سابقهای 80 ساله دارد و باید راهِ خودش را ادامه دهد. اگر ارکستر موسیقی ملی وجود نداشت، شاید میشد وظیفهی اجرای قطعات ارکسترالی که در موسیقی ایران ساخته شده است را به این ارکستر محول کرد؛ اما ما دارای ارکستری بودهایم – صرفنظر از اینکه چه کسی آن را راهاندازی کرد یا رهبرش بود- که میتواند این وظیفه را به خوبی انجام دهد. موسیقی ملی در ایران حتی سابقهای بسیار طولانیتر از ارکستر سمفونیک دارد و بزرگانی چون درویشخان و غیره، حدود 110 سال است که در این زمینه فعالیت کردهاند.»
اینها را «فرهاد فخرالدینی» در گفتوگو با سایت موسیقی ما گفت و بعد از آن بود که «فرهاد فخرالدینی» بار دیگر از آهنگسازانی که در زمینهی آهنگسازی – چه پیشکوستان عزیز و چه آهنگسازانِ جوان- حضور دارند، دعوت به همکاری کرد.
  • تنوع در اجرا
وعدهی آهنگساز سریال سربداران، محقق شد و این ارگستر با حضور «سهراب کاشف» روی صحنه رفت و ارکستر آثاری از آهنگسازان ایرانی و آذربایجانی را اجرا کرد. از آنجا که اولین بار بود که ارکستر موسیقی ملی ایران با رهبر مهمان روی صحنه میرود، فرهاد فخرالدینی – مدیر هنری و رهبر این ارکستر- پیرامون انتخاب سهراب کاشف به عنوان اولین رهبر مهمان ارکستر موسیقی ملی گفت: «همواره یکی از آرزوهای من در طول زندگی، کمک کردن به جوانان موسیقی ایران برای موفقیت بیشتر، بوده است. به همین دلیل هم خوشحالم که امروز بگویم پس از طی رنج بیست – سی سالهام در زمینه موسیقی امروز توانستهام آهنگسازان خوبی چون علی اکبر قربانی، شهرام توکلی، مازیار حیدری را تربیت کنم که از شاخصترین آهنگسازان موسیقی ملی ایران هستند. نباید فراموش کنیم که ارکستر به مثابه لابراتواری است که یک آهنگساز میتواند در آن اثرش را اجرا کند و بشنود و ایرادهای کارش را بگیرد. این تجربه فقط از درون ارکستر برای یک آهنگساز یا رهبر ارکستر اتفاق میافتد. من کار سهراب کاشف را در برنامهای که در برج میلاد داشت و من هم دعوت بودم، دیدم و متوجه شدم به کارش مسلط است. در همان اجرا فرصتی پیش آمد که با هم آشنا شدیم. از آن زمان هر از چند گاهی همدیگر را میدیدیم و تصمیم گرفتم برنامهای را در اختیار او قرار دهم که به عنوان رهبر مهمان در کنار ارکستر حضور داشته باشد. سهراب کاشف جوان با شوق و شوری است که به کار خود وارد است و بیش از یک ماه است که برنامه ریزیهای لازم برای اجرا با ارکستر موسیقی ملی را انجام داده است.»

این در حالی است که در جشنوارهی موسیقی فجر نیز «لوریس چکناواریان» ارکستر را راهاندازی کرد. علاوه بر آن خوانندگان مختلفی با ارکستر همکاری داشتند که از جملهی آن میتوان به «حمیدرضا نوربخش» و «رشید وطندوست» اشاره کرد و البته تعدادی خوانندهی جوان، «فرهاد فخرالدینی» میگوید: «خوانندگانی که برای این ارکستر در نظر گرفته میشوند، باید حدی از شهرت و توانایی را داشته باشند. خوانندگان زیادی به من مراجعه میکنند و از من می خواهند به کارشان گوش دهم. از بین ده نفری که به من آلبومشان را میدهند، برای دو نفر از آن ها تست برگزار میکنم تا اگر توانایی خواندن با ارکستر را داشته باشند، با ارکستر ملی ایران همکاری کنند. در گذشته برای دیگر دوستان هم همین روال طی شده و تصمیم دارم برای آینده نیز همین روش را ادامه دهم. در آزمونی که برای انتخاب خوانندههای آوازی برگزار میشود، خواننده تواناییاش را برای خواندن با ارکستر نشان میدهد. البته برنامه این روزهای ما، اجرای دوم از بازگشایی ارکستر ملی ایران است و هنوز فرصت کافی برای برگزاری این آزمونها وجود نداشته است. با این وجود تا امروز با یک خواننده آواز ایرانی قرار گذاشتهایم که متاسفانه الان نمی توانم نام ایشان را بیاورم.»

حضور «سعید ثابت» - نوازندهی سنتور- و استاد «محمد اسماعیلی» - نوازندهی تنبک- نیز از دیگر برنامههای ارکستر موسیقی ملی بود و البته تمام اینها در حالی که استادِ برجسته همچنان ایدههای بسیاری برای ارکسترش دارد. هفتهای دو روز در آرامش و با مهربانی با شاگردانش تمرین میکند و میخواهد ارکستر ملی هر روز ابعاد گستردهتری به خودش بگیرد.

سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما...

ما را در سایت سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 167 تاريخ: دوشنبه 24 اسفند 1394 ساعت: 19:19

صفحه بندی