در احوالِ اینروزهامان
فحش میدهم پس هستم!

این که همهی آنچه گذشته است و همهی این گرفتاریها که رخ داده، تقصیر یک گروه چند نفری در درون خانهی موسیقیست بر کسی پوشیده نیست و این یادداشت هم سرِ پرداختن به آن را ندارد و صاحب این قلم امید دارد که در فرصتی مفصّل و در جلسهی نقدی حضوری به آن بپردازد. این یادداشت از اساس سَری دیگر دارد:
یک- ما چه حالی هستیم؟ چرا فکر میکُنیم منافعِ کوتاهمدت، کاملاً شخصی و خصوصیِ ما امتیاز و رجحان دارد برهر موضوعِ جمعی و عمومی؟ چرا هنوز و همچنان پس از گذشت بیش از یکصدسال از مشروطه ما راهِ نقد را نمیپسندیم؟ چرا هنوز حتّا بزرگترهامان فحش دادن وُ نامه نگاری و خطابهای مستقیم را بر نقد رجحان میدهند؟ نگارنده برای خودش جایگاهی قائل نیست که عتاب کُنَد، دارد میپرسد که بیاموزد: کجا رسم بوده است که کسی نقدی بنویسد و نقدشونده شکایت کُنَد؟ کجا رسم بوده که استادانِ بهنام، نامه پشتِ نامه خطاب به هم بنویسند و حرفهای برآمده از موضوعاتِ خصوصی و شخصیشان را درشت بارِ هم کُنند؟ نامهنگاریای [که توسط هر بزرگی در هرجایگاهی] سرگشاده و بینگاه استدلالی منتشر بشود که نامه نیست، فحش است، دعواست. دعوا که اهمیّتِ انتشار ندارد، چرا منتشر میکُنید؟ کجا رسم است که بنیادی دولتی در بگو- مگویی حرفهای استادی محترم را که تا دیروز کارمندش بوده بیاعتبار کُنَد؟ اگر بیاعتبار بوده در آن بنیاد چه میکرده؟ اگر معتبر بوده که حقوقِ اعتبارش را [ لابد حسبِ قراردادی که دارید] گرفته است. چرا اینها را مینویسید؟ کجا رسم است که استادی نامه بنویسد که فلانی وفلانی و فلانی اگر باشند من نیستم! این آبرو ریختن از فرهنگ است چون شما بهتر از هرکه میدانید که شما [و ما] باشید [ باشیم] یا نباشید [نباشیم] اینها هستند. اُستاد جانام! عتاب نمیکُنم چون جایگاه و بضاعتاش را ندارم فقط سوآل میکُنم: چرا آبروی فرهنگ را میریزید؟
از سوی دیگر کجا رسم است که کسی که بر جشنوارهای [ولو بسیار ضعیف و مشحونِ از ندانمکاری و نابلدی] عذری دارد نقدش را بینام و بینشان منتشر کُنَد؟ اگر منتقد به حرفی که میزند باور دارد باید با نامِ خودش، پای حرفاش بیاستد، اگر باور ندارد چرا مینویسد؟ نقدی که نام و نشانِ منتقد را برخود ندارد، نقد نیست، فحش است.
چرا کارِ شما با نقد پیش نمیرود و با فحش پیش میرود؟
دو- از دولتِ سَرِ تکنولوژی، جهان مجازی این امکانِ فحاشی را در اختیار مخاطبان هم قرار میدهد. در همین تارنمای «موسیقیِ ما» جماعتی که نام و نشانی ندارند و در معرفیشان بسنده شده به «حسن»،«حسین»، «یک کاربر سایت موسیقیِ ما» یا هرچه، اجازه دارند دربارهی هر موضوع تخصصی اظهار نظرهای پرت بکُنند و به هر صاحبرایی فحش بدهند. چون فحش دادن جواب میدهد و نقد جواب نمیدهد. چون یک سوی جو ایستادن و عربده زدن کارآمد است امّا گفتوگو و نقد نیازمند برهان و استدلالیست که فکر میطلبد و ما را جان اندیشیدن واستدلال کردن نیست.
سه- ما چهجور اهلِ فرهنگی هستیم که هر روز بنا بر مقتضیات سیاسی، اقتصادی، رفاقتی، بندی و گروهی آرا وعقایدمان عوض میشود؟ مگر یادمان نداده بودند که هنرمندِ روشنفکرِ محترم نظرش را، آن نظرِ درستی را که با دانش و هوش و مطالعه و مداقه به دست آورده است به پول و موقعیت و رفاقت و هر موضوعی از این دست نمیفروشد؟ پس چهمان است؟ چه میشود که امروز فلانی را بیسواد و لمپن و نانبهنرخِ روزخوار میدانیم و فردا دست در گردناش عکس یادگاری داریم؟ چهطور میشود که کسی امروز مراد و استاد و معلّمِ بزرگِ ما خوانده میشود و فردا خطاباش میکُنیم که شما در اشتباهی و آنکه دشمن میپنداشتی، دوست است و شما حالیات نیست؟
خوبایم؟ همهچیز روبهراه است؟
الف- هنوز و همچنان حتّا بزرگترهای ما فحش را به نقد رجحان میدهند، به این دلیلِ واضح که در این جامعه نقد «کار» نمیکند امّا فحش و فضیحت «کار» میکند.
ب- ما جهانسوّمی هستیم. هم جوانان و هم پیرانمان نظرشان مبتنیست بر حال و احساس امروزشان. دشمنِ دیروز، امروز میتواند شریکی صمیمی باشد و اُستاد و یار امروزمان را فردا بنابر مصلحتی [کدام مصلحتی واقعاً] میتوانیم «یهودا»وار انکار کُنیم.
ج- ما همچنان از پسِ گذشت شصتودو سال همان ملّتِ همیشه در صحنهایم که صبح بیستوهشتِ مرداد شعار میداد «درود بر مصدّق» و عصر همان روز نعره میزد « زندهباد شاه»!
پینوشت:
عالیجنابان«حسن»،«حسین» و «یک کاربر سایت موسیقیِ ما»!
همچون همیشه ذیلِ این یادداشت تمام و کمال در اختیار شماست تا هرچه دوست دارید برای نویسندهی این سطرها فحش بنویسید.
فقط این توضیح را جهتِ اطلاعتان لازم میدانم : حقیر مدّتها ست که فحشهاتان را نمیخوانم چون فکر میکُنم فحش چیز بیاهمیّتی ست و ارزش خواندن ندارد.
منبع:
اختصاصی سایت موسیقی ما
- - , .
سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما...ما را در سایت سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 159