موسیقی ما - بعد از جدا شدن محسن یگانه و اعضای گروهش از یکدیگر، به تازگی پویا نیکپور، رهبر ارکستر رضا صادقی هم از ادامه همکاری با گروه مشکیپوشان انصراف داده و بنا به گفته خودش میخواهد زمانش را صرف کارهایی کند که برایش ارزش هنری بیشتری دارند. نیکپور که پیش از این در گروههایی مانند «دارکوب»، «آور»، «میرا» و «دیوار» حضور داشته، تصمیم دارد دوباره به حیطه کاری خودش در فضای موسیقی تلفیقی برگردد؛ چراکه معتقد است با فعالیت در حوزهای که دوست دارد میتواند آرامش و صلح بیشتری داشته باشد. به این بهانه گفتوگویی با این موزیسین انجام دادهایم که میتوانید آن را در ادامه بخوانید.
- * شما چندین سال به عنوان رهبر گروه مشکیپوشان با رضا صادقی همکاری کردهاید اما انگار دیگر قرار نیست این همکاری ادامه پیدا کند.
آن اواخر که با گروه «دارکوب» همکاری می
کردم به دلیل مصادف شدن کنسرت
های گروه با کنسرت
های گروه مشکیپوشان، مجبور شدم به دلیل سِمتم کنسرت
های پاپ را انتخاب کنم چون به هرحال آنجا مسئولیت رهبری ارکستر و سرپرستی کارهای هنری گروه را برعهده داشتم. وقتی گروه «دیوار» هم منحل شد متوجه شدم همه ما درگیر روزمرگیهای گروه
هایی شده
ایم که خواننده
ها در آنها نقش اول را دارند و نوازنده
ها با اختلاف، نقش سوم و چهارم! همیشه به این فکر می
کردم که بالاخره یک
زمان باید وقتم را به پروژه
های شخصی و کارهایی که به ذائقهام نزدیک
تر است اختصاص دهم تا موسیقی
هایی که به ذائقه عوام نزدیکتر است. با گذشت زمان متوجه شدم که فرصت انجام خیلی از کارهایی که به آنها علاقهمندم را ندارم و در حقیقت ذهن و فکر من تنها مختص به یک ژانر موسیقی شده بود که شاید اواخر همکاری، بیشتر امری تکراری و ماشینی شده بود
. از طرفی، دوری از خانواده و دوستانم در ایام فشار کار و تقریبا عمده تعطیلات برایم کمکم امری بغرنج شد. همه این
ها جمع شد و در نهایت همکاری من با این گروه به فصل پایان رسید. با پا گذاشتن به دهه پنجم زندگی، علاقه
مند به انجام کارهایی هستم که برایم بیشتر ارزش هنری دارند.
- * این همکاری از چه سالی آغاز شد؟
ما از پاییز سال ۹۰ شروع کردیم و حدودا چهار سال همکاری داشتیم. سفرها و کنسرت
های متعددی هم در این سال
ها داشتیم و اجرا دربعضی شهرها مثل دزفول و بروجن را برای بار اول افتتاح کردیم. همکاری من با گروه دوستانه بود تا جایی که دیدم واقعا نیاز دارم به فعالیتهای شخصی رسیدگی کنم. من به عنوان یک عضو کوچک در دنیای موزیک، اول نیاز به آرامش دارم و سپس علاقهمند به فعالیت درطیف
های متنوعی در موسیقی هستم و روی آنها وقت زیادی صرف میکنم. برای همین هنرجویان من در نقش من و گاهی کاری که من انجام می
دادم، قادر به فعالیت با انگیزه بیشتری هستند.
- * باقی اعضای ارکستر هم از گروه مشکیپوشان جدا شدهاند؟
این تصمیم خودشان است که بخواهند با این شرایط ادامه همکاری بدهند یا قطع همکاری کنند. مهم دوران موفقی بود که این گروه در کنار هم ایجاد کردند و سطح توقعها را به نوعی بالاتر بردند که البته برای من امر جدیدی نیست و نبوده است.
- * دیگر نمیخواهید با گروههای پاپ همکاری کنید؟
حدود ۱۷ سال میشود که با خوانندگان مختلف در عرصه موسیقی چه در صحنه و چه در استودیو همکاری داشتهام و تقریبا همگیشان را از نزدیک میشناسم ولی فعلا فرد خاصی را مد نظرم ندارم، مگر پیشنهاد خاصی که برایم جذابیت داشته باشد. با فضای پاپ خداحافظی نکرده
ام اما با هر پیشنهادی هم دوباره وارد این فضا نمی
شوم.
- * چند سالی هست که نوازندههای درجه یک ما، وارد فضای پاپیولار و کار کردن با خوانندگان پاپ شدهاند که البته در این میان نقدهایی هم به آنها شد و هنوز هم میشود. اکثر آنها معتقدند که برای حمایت مادی با این گروهها همکاری میکنند؛ شما هم جزو این دسته بودید؟
شاید بتوان اینگونه هم گفت. البته با این تفاوت که من از شانزده سالگی تدریس پیانو کرده
ام اما به دلیل حجم کنسرت
ها، کلاس
های هنرجویانم را لغو کردم. من آهنگسازی، تنظیم و ضبط هم انجام می
دادم و تمام این فرایندها برایم درآمدزا و پرهیجان بود. راستش نمی
توانم بگویم کار کردن با گروه
های پاپ از روی نیاز مالی بوده چون من پیش از آن وابسته به فعالیتهای گسترده شخصی خودم بودم ولی مجبور شدم تمام کارهایم را به خاطر فعالیتم در حوزه پاپ متوقف کنم
. من در مورد هر گروهی که رهبری آن را به عهده میگیرم جدی و با وسواس هستم و همین موضوع بسیار زمانبر و انرژیبر است. حضورم در گروه مشکی
پوشان، بیشتربه دلیل علاقه
ام به دوستان در گروهم بود. به هر حال علاوه بر سختی
هایش، جذاب هم بود؛ سفر می
رفتیم، کنسرت برگزار می
کردیم و در کل اتفاقات خوبی می
افتاد اما رفتهرفته متوجه شدم که فاقد آرامشی که باید در زندگی داشته باشم هستم و قادر به انجام همه کارها با هم نیستم، حتی خانواده
ام را گاهی اوقات نمیتوانستم ببینم. اما الان که به حیطه کاری خودم برگشته
ام، فعالیت
هایم را بیشتر دوست دارم چون آرامش و صلح بیشتری در آن میبینم.
- * حالا در حیطه کاری خودتان چه فعالیتهایی قرار است انجام دهید؟
حدودا یک ماه بعد از منتشر شدن آلبوم «خارج از تصور» عازم تور آمریکا شدم و تا همین یک ماه پیش هم درگیر کنسرت
ها بودم. اول از همه می
خواهم روی این آلبوم کار کنم و آن را بیشتر به علاقه
مندانش معرفی کنم. در ادامه هم میخواهم روی آلبوم بی
کلام جدیدم کار کنم و در حوزه موسیقی تلفیقی فعالیتم را بیشتر کنم. به زودی کنسرت
هایی برگزار خواهم کرد، از اینجا به بعد دوباره به استودیو و پروداکشن باز میگردم و با هنرمندانی که با آنها وجه مشترک فکری و فرهنگی دارم، همکاری بیشتری خواهم داشت.
- * آثاری که این روزها به نام موسیقی تلفیقی وارد بازار موسیقی میشوند را دنبال میکنید؟
بله آنها را شنیده
ام. با بعضی
ها موافقم و بعضی
ها را هم هنوز نتوانسته
ام درک کنم. در واقع بیشتر آنها، تلفیقی
های پاپ سنتی هستند که به اشکال متفاوتی خودش را نشان می
دهد. ما هنوز تلفیقی در حوزه موسیقی ملل در موسیقی
مان نداریم.
- * آثار «کوارتت کاسته» را شنیدهاید؟
بله
. کارهایشان خاص است و در واقع یک نوع تلفیق مدرن موسیقی جز است. دورادور در جریان کارهای گروههای دیگر هم هستم و آثار آنها را دنبال می
کنم.
- * مثل چه گروههایی؟ پالت، چارتار، دنگشو؟
مثلا «پالت» یک گروه با ذوق و سلیقه است که ملودیهای ایرانی را به شکل فانتزی با تنظیمهای مدرنتری از لحاظ سازبندی ارائه می
کند. به نظر من، موسیقی آنها بیشتر ترکیبی است تا تلفیقی؛ زمانی می
توانیم آن را تلفیقی بنامیم که مثلا موسیقی فولکلورمان را با سبک فلامنکو یا لاتین یا حتی جز ادغام کنیم و آن را تبدیل به یک موسیقی قابل طرح در ملل مختلف کنیم. به این گروه تبریک میگویم که در این شرایط با نو آوری و ارزشهای هنریشان، شمع کمسوی موسیقی ناب را کماکان روشن نگاه داشتهاند.
می
خواهم به تمام دوستان هنرمندم بگویم قدر هنر و منزلتشان را همواره بدانند و به خاطر مسائل مادی، ارزشها و استعدادهایشان را نادیده نگیرند. باید برای پروژه
هایی که ارزشمند هستند خیلی بیشتر از این
ها وقت گذاشت. این را به دوستانم می
گویم که اکثرا فعالیتشان فقط مختص به همکاری با خواننده شده است
. آنها استعدادهای مهمی را در این راه صرف می
کنند که سالهای سال ممارست و ریاضت پشت آن است که آنجا خیلی هم به حساب نمی
آید چون مردم در حوزه پاپ فقط خواننده را درک میکنند و عده
کمی هستند که به خاطر ارزشهای موسیقایی به کنسرتها می
آیند. عمده مردم برای تفریح می
آیند البته که نه همه
! میآیند که یک شب خوب داشته باشند و وسط سولوی یک هنرمند تقاضای ترانههای شاد کنند
! و در آخر به منزلشان بروند. الان هم به عنوان یک دوست این توصیه
ها را می
کنم و نمی
گویم پاپ را به دلیل بیارزش بودن کلا کنار بگذارند بلکه می
گویم به دلیل باارزش
تر بودن تجربیاتی که خودشان میتوانند داشته باشند، وقت و ارزش بیشتری برای آن بگذارند.