خرید بک لینک

[ سید ابوالسن مختاباد - روزنامهنگار و منتقد ]

موسیقی ما - اجرای موسیقی از سوی بخشی از گروه موسیقی دستان (سعید فرج پوری و حسین بهروزینیا) با آواز سالار عقیلی یک چیز کم داشت. این اجرا عصر جمعه ۲۰ ماه می در آمریکا و برابر با صبح شنبه یکم خرداد ماه در ایران برگزار شد. اجرایی حرفهای و بینقص که به گمانم عمده تماشاگران و مخاطبان این کنسرت از این اجرا راضی به خانه رفتند. انتخاب قطعاتی متنوع از کارگان موسیقی ایرانی، تکنوازیهای درخشان و به یادماندنی از تمامی اعضای گروه (حتی خانم شریعتزاده که بسیار مسلط و حرفهای و با احساس دف نواخت، اگر چه ساز اصلی ایشان پیانو است و یا هامین هنری با سازها کوبهای و تمبک) در کنار آن و به خصوص باید از کمانچه نوازی آقای فرجپوری یاد کرد -به ویژه شروع بخش دوم که با بداهه نوازی در آواز اصفهان شروع شد- و البته صدای بسیار آماده و قبراق سالار عقیلی که همه و همه از یک چیز حکایت میکرد. این که کل گروه خود را آماده کرده بودند تا در حضور به گفته آقای فرج پوری «اسطوره موسیقی ایرانی، استاد محمدرضا شجریان» اجرایی ویژهتر داشته باشند.

اجرایی که انصافاً وقتی فردی بداند شجریان تماشاگر هنرنماییاو است، قطعا با عزم و آمادگی افزونتری در مقایسه با دیگر کنسرتها بر صحنه حاضر میشود. اما استاد در آن ایام در شهر ساکرامنتو نبودند و بنابراین هم سالار عقیلی و هم دیگران بیحضور این تماشاگر ویژه به اجرای برنامه پرداختند.

بخش دوم اجرای سالار عقیلی که به آوازی در دستگاه نوا و یک تصنیف از خودش (به نام وصف روی با شعری از سعدی) و یکی دو تصنیف قدیمی ایران اختصاص داشت، انصافاً یکی از اجراهای منحصر به فرد صحنهای او به شمار میرفت. صدابرداری کار هم -به خصوص در بخش دوم- بسیار مناسب بود و به نظرم اگر ضبطی حرفهای از کار صورت گرفته باشد امکان عرضه آن هم در قالب یک آلبوم تصویری وجود دارد.

بخش اول این کنسرت به اجرای «میخانه خاموش» اختصاص داشت. آلبومی که به گمانم چند سال قبل آقای عقیلی روی ساختههای سعید فرجپوری خواند.

در میانه کنسرت به پشت صحنه رفتم و آقای فرجپوری را دیدم. ناراحت بود و میگفت چند سالی که به این شهر برای اجرای کنسرت آمده است، همه گاه استاد در زمره تماشاگران برنامهاش بود. راست میگفت. من خود اجرای مهرماه گذشته او و گروه دستان با خانم مهدیه محمدخانی را شاهد بودم که استاد در ردیف جلوی سمت چپ نشسته و بعد از اجرا هم در میان برنامه به همراه همسرشان به پشت صحنه آمدند و عکسی هم به یادگار گرفتیم و البته عکسهایی با گروه که در همان زمانها منتشر شد. اکنون اما او نگران استاد بود و به همین دلیل در آغاز نیمه دوم کنسرت از استاد یاد کرد و از همه حاضران خواست که برای سلامتی و بازگشت مجدد او به صحنه دعا کنند.

بعد از آن دست به آرشه برد و مقدمهای در آواز اصفهان نواخت که به گمانم یکی از حسیترین اجراهای بداهه او بود و نشان میداد که از درد و دل ساز میزند و میخواهد تمامی دغدغههای خود نسبت به نبود استاد در مجلس و بیمناکی از بیماری سختجانی که بر تن استاد افتاده و نیز خاطرات ریز و درشتی که در نزدیک به چند دهه همکاری متناوب با استاد را در ساز بریزد و بیان کند.

به دنبال آن سالار عقیلی هم سخنانی در وصف آقای شجریان گفت و تصنیف ایران جوان را به عنوان آخرین قطعه به استاد شجریان هدیه کرد.

* توضیح:این برنامه به همت مرکز ایران و خاورمیانه شناسی دانشگاه ساکرامنتو فراهم آمده است که امسال یازدهمین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشته است.

سید ابوالحسن مختاباد
یکم خرداد ۱۳۹۵- ۲۰ می

برچسب: نویسنده: خنجی تاريخ: شنبه 1 خرداد 1395 ساعت: 21:22

صفحه بندی