
اجرایی که انصافاً وقتی فردی بداند شجریان تماشاگر هنرنماییاو است، قطعا با عزم و آمادگی افزونتری در مقایسه با دیگر کنسرتها بر صحنه حاضر میشود. اما استاد در آن ایام در شهر ساکرامنتو نبودند و بنابراین هم سالار عقیلی و هم دیگران بیحضور این تماشاگر ویژه به اجرای برنامه پرداختند.
بخش دوم اجرای سالار عقیلی که به آوازی در دستگاه نوا و یک تصنیف از خودش (به نام وصف روی با شعری از سعدی) و یکی دو تصنیف قدیمی ایران اختصاص داشت، انصافاً یکی از اجراهای منحصر به فرد صحنهای او به شمار میرفت. صدابرداری کار هم -به خصوص در بخش دوم- بسیار مناسب بود و به نظرم اگر ضبطی حرفهای از کار صورت گرفته باشد امکان عرضه آن هم در قالب یک آلبوم تصویری وجود دارد.
بخش اول این کنسرت به اجرای «میخانه خاموش» اختصاص داشت. آلبومی که به گمانم چند سال قبل آقای عقیلی روی ساختههای سعید فرجپوری خواند.
در میانه کنسرت به پشت صحنه رفتم و آقای فرجپوری را دیدم. ناراحت بود و میگفت چند سالی که به این شهر برای اجرای کنسرت آمده است، همه گاه استاد در زمره تماشاگران برنامهاش بود. راست میگفت. من خود اجرای مهرماه گذشته او و گروه دستان با خانم مهدیه محمدخانی را شاهد بودم که استاد در ردیف جلوی سمت چپ نشسته و بعد از اجرا هم در میان برنامه به همراه همسرشان به پشت صحنه آمدند و عکسی هم به یادگار گرفتیم و البته عکسهایی با گروه که در همان زمانها منتشر شد. اکنون اما او نگران استاد بود و به همین دلیل در آغاز نیمه دوم کنسرت از استاد یاد کرد و از همه حاضران خواست که برای سلامتی و بازگشت مجدد او به صحنه دعا کنند.
بعد از آن دست به آرشه برد و مقدمهای در آواز اصفهان نواخت که به گمانم یکی از حسیترین اجراهای بداهه او بود و نشان میداد که از درد و دل ساز میزند و میخواهد تمامی دغدغههای خود نسبت به نبود استاد در مجلس و بیمناکی از بیماری سختجانی که بر تن استاد افتاده و نیز خاطرات ریز و درشتی که در نزدیک به چند دهه همکاری متناوب با استاد را در ساز بریزد و بیان کند.
به دنبال آن سالار عقیلی هم سخنانی در وصف آقای شجریان گفت و تصنیف ایران جوان را به عنوان آخرین قطعه به استاد شجریان هدیه کرد.
* توضیح:این برنامه به همت مرکز ایران و خاورمیانه شناسی دانشگاه ساکرامنتو فراهم آمده است که امسال یازدهمین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشته است.
سید ابوالحسن مختاباد
یکم خرداد ۱۳۹۵- ۲۰ می
برچسب:
نویسنده: خنجی