[ مجید رئوفی - دبیر سرویس پاپ ]
سالی که گذشت، تکآهنگهای بسیار زیادی در بخش مجاز موسیقی پاپ منتشر و رکوردهای جدیدی در این زمینه ثبت شد. «تماشاخانه موسیقی ما» که در انتشار آثار فیلترهایی هم دارد، بهشدت فعال بود و مخاطبان موسیقی روزانه با آثار زیاد و متنوعی روبهرو میشدند. انتشار تکآهنگها مثل تمام دنیا بر انتشار آلبومهای موسیقی غلبه کرده و بسیاری از چهرههای قدیمی هم آثار درخوری در قالب تکآهنگ منتشر کردند.
در این میان، چهرههای جدیدی هم در بخشهای مختلف اجرا، آهنگسازی و تنظیم به موسیقی پاپ معرفی شدند؛ چهرههایی که به نسبت تعداد آثار منتشر شده، چندان زیاد نیستند. معدودی از این چهرهها هم موفق شدند تا شاخکهای اهالی موسیقی را حساستر کنند و به آنها ایدههای جدیدی برای خلق آثار متنوعتر بدهند.
در این لیست -که قطعاً میتواند کاملتر از این هم باشد- به چهرههای جدیدی پرداختهایم که سال گذشته با خلق آثار جدید و ارائه خلاقیتهای ویژه، توانستند نگاهها را به سوی خود جلب کنند و فعلاً مسیرهای جدید باریکی هم بگشایند؛ هرچند در بخشهایی مثل ترانهسرایی همچنان چهرههای موفق و حتی ناموفق قبلی، جریان اصلی بازار موسیقی را در دست دارند و در این بخش با ستاره جدیدی روبهرو نشدهایم.
کاکوبند
انتشار آلبوم «دعوت» از گروه «کاکوبند» یک سورپرایز برای علاقهمندان موسیقی پاپ بود. موفقیت یک آلبوم بیکلام و متکی بر آوا در کشور، کمسابقه بوده است. «کاکوبند» اما مخاطبش را به هیجان میآورد. کنسرت گروه هم توانست علاقهمندان موسیقی جدی را به وجد آورد؛ یک پرفورمنس متفاوت و خوشرنگ و خوشصدا. قبلاً هم نوشته بودم که حذف صداهای بدوی از موسیقی کاکوبند که در جای خودش -یعنی در پروژه کاکوبند- عالی است، میتواند یک مسیر جدید در موسیقی پاپ بگشاید. ملودیها و تنظیمهای برادران «صرافیمهر» از گروه کاکوبند در آثار جدیدی که برای حسین استیری ساختهاند، بر این ادعا صحه گذاشت.
سینا شعبانخانی
سینا شعبانخانی هرچند با یکی دو کار آخرش نتوانست موفقیتهای قبلی را تکرار کند، اما با چند کار نیمه اول سالش یکی از مهمترین استعدادهای موسیقی در عرصه ملودی و اجرا است. بهتر است که شعبانخانی، خودش ترانه نگوید و با ترانهسرایان مطرح و کاربلد همکاری و سعی کند همچنان روی ساخت ملودیهای شیریناش -که مخاطبان فراوانی هم دارد- تمرکز کند. او از سال گذشته، چهره شد اما امسال بسیار بیشتر از سال گذشته، مورد توجه عموم قرار گرفت.
امیر عظیمی
بیشک او یک استعداد فوقالعاده در عرصه ملودیسازی و اجرا است. کارهایش مختص به خود و خیلی دلی است. خودش هم گفته خیلی از این کارها را در یک روز ساخته و نهایی کرده است. او هنرمند مؤلفی است که در مدت کوتاهی، سبک خودش را یافته است. علاقهمنداناش را خیلی عمومی در نظر نگرفته و برای کسانی شبیه خودش آهنگ میسازد. کارهایش از آن دست آثاری است که میروند داخل آرشیوهای شخصی موبایلها و فلشمموریها و تا مدتها شنیده میشوند. این روزها، موزیسینهایی شبیه عظیمی کمتر ظهور و بروز پیدا میکنند.
امید مَحرمزاده
با ساخت چند قطعه برای آلبوم «عشق یعنی» فریدون آسرایی توجه علاقهمندان جدی موسیقی را جلب کرد. پس از آن اما، از او که تجربیات بینالمللی زیادی هم در سبک چیلاوت و هاوس دارد، آنقدر که انتظار داشتیم، نشنیدیم. او و همکاراناش نظیر پیروز بشردوست اگر بیشتر، فضاهایی برای موسیقی باکلام بسازند، میتوانند شاخه جدیدی در موسیقی پاپ داخلی ایجاد کنند که هواداران بالقوه زیادی هم دارد. البته که باید به مقتضیات موسیقی پاپ داخلی هم بیشتر توجه کنند.
مجید اصلاحی
تنظیمکنندههای موسیقی پاپ، مدتها است که مسیر جدیدی در این عرصه نگشودهاند. جز سیروان خسروی -که صاحبسبک است و فعلاً هم فقط کارهای خودش را تنظیم میکند و در هر کار جدیدی، خط جدیدی در تنظیم میگشاید- بقیه تنظیمکنندهها بهگونهای در حال حرکت روی یک مسیرند. گاه، این مسیر، موفقیتهایی را هم نصیب خوانندگان میکند اما خیلی سریع کپی میشود و کپیهای دستچندم، گوش مخاطب را اذیت میکنند. مجید اصلاحی اما با تنظیم چند قطعه در آلبوم «تا نفس هست» صداهای جدیدی به گوش مخاطبان موسیقی پاپ رساند. او خودش هم میخواند اما خواندناش اصلاً به تنظیمهایش نمیرسد. در قطعاتی که برای خودش هم ساخته، تفاوتهای ملودی و تنظیم آشکار است، اما چون صدایش چندان برای مخاطب ایرانی دلچسب نیست، این کارها مثل قطعه «تبر» نتوانستهاند موفقیتی کسب کنند.
حجت اشرفزاده
یک آرتیست باهوش وقتی همه دارند شبیه هم میشوند و در یک مسیر حرکت میکنند، به فکر تغییر مسیر و ذائقه مخاطب میافتد. در حالی که ملودیها و تنظیمها و ترانهها همه شبیه هم شدهاند، حجت اشرفزاده با پشتوانه ترانههای همشهریاش علیرضا بدیع فضایی متفاوت خلق میکند. صدای اشرفزاده گرما و رنگ ویژهای دارد و در آلبوم «ماه و ماهی» خیلی خوب با فضای ترانههای بدیع جفتوجور شده است. آلبوم اشرفزاده از آن دست کارهایی بود که بیسروصدا آمد، بدون جنجال منتشر شد، آهسته جا افتاد و جوانان سختگیرتر را جذب کرد و ماند. از این پس او مسیر دشوارتری در پیش دارد.
بهنام جلیلیان
در روزگار تنظیمهای شلوغ و کامپیوتری و ریتمهای تند، بهنام جلیلیان با آرامش گیتار و پیانو، کارهایش را منتشر میکند؛ کارهایی که علاقهمندان جدی موسیقی را راضی میکند. او در امتداد حرکتهای آرام سالهای گذشته، سال 94 را هم با کارهای معدود اما شنیدنی و فکرشده ادامه داد. از مهمترین کارهای او در سال 94 میتوان به آلبوم «عمس زمستونی تهران» با صدای کامران تفتی اشاره کرد. تنوع بیشتر در سازبندی و تنظیم به جلیلیان کمک بیشتری میکند. اگر آثار جلیلیان همچنان بر این مدار بچرخند، احتمال حضور گستردهتر و تأثیرگذارتر او در عرصه موسیقی پاپ ایران در کوتاهمدت از دست میرود.
مسیح و آرش
بعد از مدتها دو صدای مردانه و نسبتاً غیرمعمول در موسیقی پاپ داخلی توانستند با مخاطب عمومی ارتباط بسیار خوبی برقرار کنند؛ دو صدایی که به خوبی مکمل یکدیگرند و خلأهای هم را پر میکنند. آرش و مسیح با چهرههای فتوژنیک و صداهای ویژه توانستهاند هواداران زیادی به دست آورند، انتخاب ترانههایشان هوشمندانه است و در مدت کمی چند قطعه فراگیر منتشر کردهاند. بعضی وقتها کمی در صداسازی اغراق میکنند اما تا اینجای کار، این صداسازی مخاطب را اذیت نکرده است. فکر میکنم آنها با مداومت در انتشار آثار خود، میتوانند جریان جدیدی در موسیقی پاپ باشند.
امیرعباس گلاب
کارهایی که از امیرعباس گلاب منتشر میشوند، عموماً از آن دست کارهایی هستند که میتوان گفت سرشان به تنشان میارزد. سلیقه انتخاب ملودی و ترانه گلاب عموماً خوب است و خودش هم خیلی خوب میخواند. کار مشترکاش با «حمید صفت» هم خوب بود. گلاب ولی انگار هنوز تصمیم درستی برای نوع فعالیتاش نگرفته است. انگار مردد است. گلاب با چهره فتوژنیک و صدا و سلیقه خوبش احتمالاً امسال بیش از تمام سالهای آهسته و پیوسته پیش، موفق خواهد بود.
حامد همایون
ترانه شرقی، فعلاً 3 چهره جدید در 3 سبک مختلف و برای سلایق و ردههای سنی مختلف معرفی کرده که به نظر من، حامد همایون با 4 قطعه بسیار متنوع و صدایی که شبیه کس دیگری نیست و فرم تحریرهایی مخصوص به خود، جزو چهرههای سال آینده موسیقی خواهد بود. همایون خودش ملودی هم میسازد و دستبهساز است و این برگ برنده اوست. 4 ملودی منتشر شده از او تا امروز هم در عین داشتن پیوستگی و خط مشخص، تنوع و رنگارنگی ویژهای هم داشتهاند و این نشان میدهد که همایون قابلیتهای بالایی برای فرار از تکراری شدن دارد؛ بلایی که سر خیلی از چهرههای مطرح سالهای گذشته آمده است.