[آرش نصیری - روزنامهنگار، مدیر و مجری برنامه هزار صدا ]
ساعت 13 و 30 دقیقه و 12 ثانیه بیستم مارس 2016 به وقت توکیو، برابر با 8 و 12 ثانیه اول فروردین به وقت تهران، وقتی آکا صفوی از گروه موسیقی لیان در پارک مرکزی شهر توکیو و در حضور جمع کثیری از مردم و مسئولان ژاپنی با خواندن دعای تحویل سال نو، کنسرت این گروه بوشهری را آغاز میکرد، در اول شهر بوشهر، مأموران مهربان و خونگرم مسئول استقبال از مهمانان نوروزی، دفترچه راهنمایی را توزیع میکردند که در آن، در کنار مشاهیر بوشهر، موسیقی و موزیسینها به طرز غمانگیزی حذف شده بودند.
***
حوالی ساعت چهار روز سوم فروردین رسیدیم به برازجان. از شیراز که حرکت میکردیم، قصدمان بود ناهار را در بوشهر باشیم، اما آنقدر در جایجای جنوب استان فارس و شمال استان بوشهر برای دیدن جذابیتهای طبیعی توقف کردیم که حوالی ساعت چهار و نیم تازه رسیده بودیم برازجان و آنجا، بالاخره برای ناهار توقف کردیم. آدرس رستوران خوب شهر را از استقبالکنندگان ابتدای شهر پرسیدیم و همانجا به ما نقشهای دادند که در آن نقشه شهر و دیدنیهای آن آمده بود و صد البته دیدنیهای استان بوشهر.
بعد از ناهار و بعد از 65 کیلومتر رانندگی، در ابتدای بوشهر توقف کردیم تا با دستی پر از اطلاعات و نقشه وارد شهر شویم و همانجا بود که دفترچهای 36 صفحهای در قطع
A5 به ما دادند با عنوان «بوشهر از نگاهی دیگر» که «ویژه نوروز 95» بود و تهیهکنندهاش «شهرداری بندر بوشهر». دفترچهای که با شعری از دکتر سید جعفر حمیدی آغاز میشد و بعد از آن نام «تلاشگران ستاد تسهیلات سفر نوروزی» آمده بود و پیام نوروزی شهردار بندر بوشهر در دو صفحه و تاریخچه این بندر قدیمی در چهار صفحه و عکسهایی از بوشهر امروز در پنج صفحه و عکسهایی عزیز از «شهدای شاخص شهر بوشهر» در یک صفحه و بعد از آن هم معرفی «برخی چهرههای شاخص فرهنگی هنری بوشهر» در یک صفحه که موضوع اصلی بحث ماست. «برخی از افتخارآفرینان ورزش بندر بوشهر»، «پروژههای شهرداری بندر بوشهر»، «جاذبههای گردشگری بندر بوشهر»، معرفی اقدامات شهرداری، کمپهای اقامتی، هتلها و مهمانپذیرها و... در بخشهای بعدی این دفترچه آمده و مجموعهای نسبتاً خوب برای یک گردشگر را درست کرده بود که البته جای نقد هم داشت اما موضوع اصلی بحث ما نیست.
همانطور که عنوان شد، بخش اصلی این نوشتار از نظر ما، جایی است که در آن چهرههای شاخص فرهنگی هنری معرفی شدهاند و در آن، خبری از موسیقیدانان نیست!
***
بوشهر مردم بزرگی دارد با دلهایی دریایی و مهماننواز و مردانی بزرگ و باشکوه که نام برخی از آنها در همین دفترچه هم آمده و از جمله، استاد عزیزم «منوچهر آتشی» (که خاطره آخرین مصاحبهام با ایشان، چندی قبل از درگذشتشان و آن صدای خسته و سوخته را هیچگاه فراموش نمیکنم). دیگرانی از اهل ادبیات هم هستند که شاید توقع ذکر نامشان از طرف یک نهاد دولتی نبود؛ از جمله صادق چوبک و منیرو روانیپور و حتی علی باباچاهی. اینها اهالی ادبیاتی هستند که در لیست مشاهیر نیامدهاند و البته چندین نویسنده دیگر. اما اینطور هم نبود که این لیست خالی از نویسندگان و شاعران باشد. در حالی که در مورد موسیقی و حتی کل اهل آوا و نوا اینگونه بود و حتی از نوحهخوان و خوانندهی مشهوری مثل جهانبخش کردیزاده مشهور به «بخشو» هم خبری نبود که استاد ناصر تقوایی در فیلم مستند خود به نام «اربعین»، به زیبایی اجراهایش را ثبت کرده. گویا سعی شده از تاریخ بوشهر موسیقیزدایی شود! این مگر امکان دارد؟!
***
علیرغم این اقدام مسئولان شهری بوشهر، لابد خود آنها بیشتر از همه میدانند که موسیقی مثل خون در رگهای شهر جاری است. وقتی در بوشهر میچرخید، در جایجای شهر، از موسیقی و فرهنگ مردمان آن لبریز میشوید و برخلاف بسیاری از مناطق که موسیقیشان لایهها و شکلی دارد که به نظر میرسد ریشهشان در تاریخ نیست، شکل آواها، سازهای بومی و رقص بوشهر به گونهای است که مشخص است موسیقی در آن یک ریشه تاریخی کهن دارد.
نىانبان، نىجفتی، نىتکی، بوق، دمام و سنج سازهای اصلی بومی بوشهرند و اغلب به گونهای ساخته و نواخته میشوند که به نظر میرسد از عمق تاریخ میآیند. موسیقی کار، موسیقی جشن (با جزئیاتی از قبیل آوازهای بیتخوانی، ترانههای ویژه حِنابندون، سرتِراشون، دومارویی، حموم رُوون و قطعات یَزله)، موسیقیدرماني، موسیقی سوگواری، موسیقی محفلی (از جمله شاهنامهخوانی، خیامخوانی، شَروه خوانی یا فائزخوانی، مثنوی و نظامیخوانی) و موسیقی مذهبی با جزئیاتی از قبیل مولودیخوانی، آیین دُمدُم سحری و چووشی) از جمله موسیقیهایی هستند که در فرهنگ و تاریخ بوشهر ریشه دارند.
موسیقی در بوشهر آنقدر جاری است که بخش مهم و اصلی عزاداریهای بوشهر هم با موسیقی توأم است و جالب اینکه این موسیقی به شهرهای دیگر هم صادر شده و هماکنون در مناطق مختلف کشور، سنج و دمام مورد استفاده قرار میگیرند و حتی به مدد حال و هوای این موسیقیها، ترانههای «فائز» و «مفتون» هم بسیار فراگیر شده است.
سبکهای مختلف شَروه و لالایی بوشهر، در تمام ایران شناخته شده و طرفداران خود را دارد و اینها را موزیسینهای اغلب محروم و همیشه عاشق این منطقه با همه وجود اشاعه دادهاند. در وجود بوشهر ریتم با نهایت شرافت و زیبایی جاری است و اهل هنر این ریتم را نفس کشیدهاند که اینگونه، سراپا شور و حرکت در عین وقار و متانتاند. جدای از نیانبان و نیجفتی، سازهای کوبهای و ریتم در موسیقی این منطقه میتواند یکی از جاذبههای بزرگ موسیقی این منطقه برای جهانیان باشد؛ اما چگونه است که ادارهکنندگان شهر میتوانند این همه ریتم جاری در فضا را در نظر نگیرند و این شهر زیبا را از استفاده از موهبتهای این جاذبه بزرگ توریستی محروم کنند؟
***
گفتیم که از بخش «چهرههای شاخص فرهنگی هنری بوشهر» موسیقیزدایی شده و هیچ خبری از هیچیک از موزیسینها نبود. نه از «غلام مارگيري» با آن سحر سازش و نه رجب سپهريپور معروف به «بدريمون» که هر دو چندی است مرحوم شدهاند. استاد قنبر راستگو هم همینطور. سعید شنبهزاده و حبیب مفتاح بوشهری که مشکل ممیزی دارند و توقع ذکر نامشان نبود، اما عجیب بود که چرا از گروه لیان و محسن شریفیان که مشکلی ندارند، نامی به میان نیامده است؟
بوشهر دهها موزیسین توانا دارد که کیلومترها دورتر از آنجا قدر میبینند و در شهر خود، نه. این روزها «رام» توجه همه را جلب کرده؛ «رضا کولغانی» با آن صدا و حرکات مخصوص ملهم از فرهنگ سرزمیناش، برادران بوشهری که با کلیپسازی برای موسیقی چشمها را خیره کردهاند، گروه کاکوبند با مدیریت نیما و پویا صرافیمهر (که نمیدانم بوشهری هستند یا نه؛ اما هرچه هست، بیشترین تأثیر را از موسیقی بوشهر و ساحلنشینان خلیج فارس گرفتهاند) و دهها موزیسین باتجربه و جوان دیگر. روی هر لنج که سوار شوی، با یک استعداد تازه مواجه میشوی و در هر گوشهای دمامی و نیانبانی باشد، نوا و کوبشی در روحت عشق و شور جاری میکند؛ اما کسی که میخواهد نبیند، خود را به ندیدن و نشنیدن میزند.
***
همان موقعی که توریستهایی که به بوشهر میرسیدند، از شناخت دُردانههای موسیقی این بندر زیبا محروم بودند، هزاران کیلومتر آنطرفتر، در کنسرت گروه لیان در پارک مرکزی توکیو، محسن شریفیان برای چشمبادامیهای مشتاق ژاپنی، از پرستوى دریایى مهاجرى میگفت که با پیمودن ٨٨٠٠ مایل بین بوشهر و بندر آکاوایاى ژاپن در مسافرت بوده و اینکه «لیان» یعنى «سرزمین آفتاب درخشان» و این مترادف است با نام «ژاپن» که به آن «سرزمین آفتاب تابان» میگویند. یعنی او به عنوان یک بوشهری، با عشق مشغول معرفی شهر خود بود. حضور نمایندگان موسیقی بوشهر در آن برنامه آنقدر درخشان بود که مدیر مرکز موسیقى «مین یان» توکیو (مدیر گروه موسیقى مشهور «جاده ابریشم»)، خواستار برگزارى تور کنسرت لیان در ژاپن براى سال ٢٠١٨ شد؛ در حالی که مسئولان فرهنگی خودمان میخواهند این ظرفیتها و واقعیتها را کتمان کنند.
محسن شریفیان، زادهی بندر بوشهر، خواننده، نوازنده، آهنگساز و پژوهشگر، دارای لیسانس علوم اجتماعی با گرایش پژوهشگری و نوازندگی سازهای نیانبان و نیجفتی و سرپرست گروه لیان از جمله مطرحترین موزیسینهای ایران و بالاخص موسیقی جنوب ایران است و با فعالیت گسترده خود به همراه گروهاش، موسیقی و فرهنگ زادگاهاش را در اقصی نقاط ایران و جهان معرفی کرده است.
تألیف کتاب «اهل زمین؛ موسیقی و اوهام در جزیره خارک»، کتاب و سیدی صوتی «اهل ماتم؛ آواها و آیین سوگواری در بوشهر»، کتاب «دلیران خاموش»، کتاب «موسیقی بوشهر در عصر باستان» (به همراه سید قاسم یاحسینی)، کتاب «موسیقی بوشهر پس از اسلام» (به همراه سید قاسم یاحسینی)، کتاب و مولتیمدیای «اهل ساز؛ سازشناسی موسیقی بوشهر» (با عکسهای کریم فائقیان) و انتشار آلبومهای «لیانا»، «شَپ»، «بندری»، «موج»، «سیراف»، «محله خمونی»، «خیامخوانی»، «شَروهخوانی در بوشهر»، «پار و پیرار»، «موج»، «اهل ماتم» و «دینگو مارو» نشان از یک کارنامه درخشان برای موسیقی بوشهر دارد.
او همچنین به همراه اعضای گروه لیان و به نمایندگی از موسیقی و مردم بوشهر، تاکنون در ایالتهای مختلف آمریکا، جام جهانی آلمان، المپیک پکن، اکسپوی شانگهای، اردن، روسیه، امارات متحده عربی، عمان، کویت، قطر، ترکمنستان، ترکیه، بحرین، سنگاپور، مالزی، یونان، بلاروس، الجزایر، سوئد و نروژ اجرا داشته و موسیقی و فرهنگ شهر خود را به شایستگی معرفی کرده است. چگونه میتوان او و امثال او را به گناه موسیقی نادیده گرفت و سوال اصلی هم در همین باره است:
همه ما میدانیم که در شهرستانها نهادهایی وجود دارند که برخلاف قانون جاری مملکت و بهرغم مجوزهایی که از طرف نهادهای رسمی و قانونی دولتی صادر میشود، برنامههای هنری به ویژه موسیقی را برنمیتابند و خودسرانه کنسرتها و برنامههای فرهنگی را تعطیل میکنند. آیا نهادهای وابسته به دولت هم با آنها همدستاند؟!
شهرداری وابسته به وزارت کشور است و وقتی میخواهد دفترچهای برای معرفی شهر به گردشگران تهیه کند، طبیعتاً باید از مسئولین ارشاد شهر خود -که آنها هم وابسته به وزارت ارشاد و زیرمجموعه دولت هستند- بخواهد مشخصات چهرههای شاخص فرهنگی هنری شهر را در اختیارشان بگذارد؛ اما این اتفاق نمیافتد و در یک اقدام عجیب، آنها هم با این خودسریها کنار میآیند تا موسیقی به صورت سازماندهیشده حذف شود! سختگیرانه است که فکر کنیم آنها واقعاً موافق این اقداماتاند اما این هم مسلم است که این مدیران شهری نمیخواهند برای موسیقی هزینه بدهند و به باور نگارنده، همین ذره ذرهها است که وضعیت کنسرت و برنامههای فرهنگی در شهرستانها را به اینجا رسانده است.
نگارنده پیش از این در همین ستون یادداشتی نوشته و در آن، یک بار دفاع نیروی انتظامی از برگزاری کنسرت قانونی همین گروه لیان را به زعم خود مهمترین اتفاق سال در حوزه موسیقی خوانده است. اتفاقی که دیگر نیفتاد و نشانههایی مثل آنچه در همین یادداشت آمده، نشان میدهد این قانونشکنی چگونه کمکم نهادینه میشود. بوشهر نمونهای است از این سازش و متأسفانه همراهی مدیران فرهنگی و شهری دولت در مقابل قانونشکنان و این سوال را به ذهن میآورد که چرا وزارتخانههای فرهنگ و ارشاد اسلامی و کشور، دفاع از بخشنامهها و مجوزهایی که خود صادر کردهاند را به مدیران خود در شهرستانها تکلیف نمیکنند؟ چرا در مقابل قانونشکنان کوتاه میآیند و نمیخواهند برای آن هزینه کنند و اینکه، آیا خدای ناکرده دولت هم با نهادهای دیگر، در حذف موسیقی شهرستانها هماهنگ است؟!