موسیقی «گروه بهنا»، نیازی به خواننده ندارد

خرید بک لینک
موسیقی ما - اواسط بهمن ماه بود كه آلبوم «ايران ١١»، تازهترين اثر گروه رامين بهنا منتشر شد. آلبومى متفاوت با تجربههاى پیشین اين آهنگساز كه از پيشگامان موسيقى تلفيقى بود و سازهاى ايرانى بخش جدانشدنى از آثار اين هنرمند بودند. اما الان مىگويد سليقهاش تغيير كرده و با توجه به تهرانِ امروز، ديگر نمىتوان صداى سازهاى ايرانى مثل تار را روى این شهر شنيد. برای همین، «ايران ١١» تجربه متفاوتى براى او محسوب مىشود كه در آن موسيقى الكترونيك حرف اول را مىزند.
بهنا در جدیدترین تجربه آهنگسازی خود، از صدای امروز تهران بهره برده و نام هر قطعه را به نام محلهاى از اين شهر انتخاب کرده و تلاش داشته تا نگاهی کاملا شخصی به شهر مدرن تهران داشته باشد. شهری که با آمدن نامش لبخند میزند و میگوید: «تهران را با همین پیادهروها و خیابانهایش دوست دارم، اینجا گذشته و آینده من است. شهر من است.» با چنین ذهنیتی طبیعتا بخشی از این گفتوگو هم به سمت خیابانهای تهران رفت که او برایشان موسیقی ساخته است.
رامین بهنا به عنوان هدیه نوروزی هم ویدئو کلیپ «کوچه برلن» از آلبوم «ایران11» را برای مخاطبانش آماده کرده است که میتوانید آن را به صورت اختصاصی از تماشاخانه سایت «موسیقی ما» ببینید.
  • * یک جا گفته بودید در آلبوم «ایران 11»، با صدای الکترونیک، موزیکی ایرانی ساختهام که این اتفاق برای اولینبار افتاده است...
فکر میکنم منظورم بد بیان شده چراکه من اصلا ادعای اینکار را ندارم و قبلا هم خیلی این اتفاق افتاده است. مثلا احمد پژمان در آلبوم «همه شهر من ایران» این کار را انجام داده و با سازهای الکترونیک، روی کارهای محلی کار کرده است. من در این سالها تمایلم به هر دلیلی به سمت موسیقی الکترونیک رفت و خواستم بدون اینکه حال و هوایم تغییر کند، کارها را به سمت موسیقی الکترونیک ببرم. تنها چیزی که به آن فکر میکردم این بود که ممکن است از کارهای قبلیام خیلی دور شود. البته ترسی نداشتم اما فکر میکردم اگر خیلی دور شوم چه اتفاقی میافتد؟ نتیجه، خیلی از آثار گذشتهام دور شد اما با این کار در درونم اتفاق خاصی نیفتاد. اولین موضوع این است که خودت باید در درون خودت از کاری که کردهای راضی باشی، در اینصورت حتما بقیه هم راضی خواهند بود.
  • * و الان از آلبوم «ایران 11» کاملا راضی هستید؟
بله، خیلی زیاد. نسبت به آلبوم قبلی گروه بهنا (نه آنچنان) که خیلی بیشتر راضی هستم. مدت زمان زیادی است که میخواستم این کار را انجام دهم و در واقع در این آلبوم موسیقیهایی ساختهام که با آنها بزرگ شدهام. دلم میخواست روی آنها خیلی شخصی و راحت کاری که دلم میخواهد را انجام دهم برای همین هم در این آلبوم یکجاهایی موسیقی راک میشنوید، چراکه از نوجوانی این نوع موسیقی را کار کردهام. یا بعضی جاها موسیقی جز شنیده میشود. در این آلبوم غیر از اینکه حسم را کاملا آزاد گذاشتم، مهندسی خوبی هم در موسیقی آن وجود دارد و همه چیز حساب شده پیش رفته است. من از اول به این پروژه اینگونه نگاه میکردم که آنچه از استودیو بیرون میآید را بتوان عینا روی صحنه اجرا کرد. طبیعتا این موضوع کار را سخت میکند و به همین دلیل هم پروژه دو سال زمان برد.
  • * در این دو سال نخواستید که قطعهای را تغییر دهید؟
واقعا نه، موزیکها به همان شکل باقی ماندند. الان هم که به آنها گوش میکنم «ای کاش» برایم به وجود نمیآید که به نظرم اتفاق خیلی مهمی است. من کاملا از آلبوم «ایران 11» راضی هستم. فکر میکنم صدای امروز تهران تغییر کرده و صدایی مثل تار که یک ساز ایرانی شهری است، دیگر روی تهران امروز نمینشیند. حالت تهران تغییر کرده و امروز صدای دیگری از آن شنیده میشود. با این کار میخواستم خودم را به چالش بکشم تا ببینم موسیقی ایرانی را چگونه بدون ساز ایرانی اجرا میکنم. به هرحال آنچه از این تفکر حاصل شد، حس من است. من کاملا آزادانه موسیقی ساختم و حال و هوای این آلبوم خیلی شخصی است که خواهناخواه در آن آیتمهای ایرانی شنیده میشود چراکه این موسیقی در من جریان دارد.
  • * بله. اتفاقا موسیقی ایرانی در آن به وفور هم شنیده میشود.
بله. در من این نوع موسیقی جریان دارد. حتی در غربیترین کارهایم هم رگههایی از موسیقی ایرانی وجود دارد. حداقل اینکه در فرم کاملا ایرانی پیش میروم. در فرمهای ایرانی، بهخصوص به تقارن خیلی عقیده دارم. تقارن در هنرهای ایرانی زیاد است و من هم از آن خیلی استفاده میکنم.
  • * اصلا چرا در این آلبوم که الکترونیک هم هست، موسیقی ایرانی جریان دارد؟ هدفتان این بود که نوع دیگری از موسیقی تلفیقی که برخلاف جریان حال حاضر موسیقی در ایران است را ارائه کنید؟
در ایران در موسیقی تلفیقی همیشه به نوعی سازهای ایرانی دخیل بوده است. من با توجه به دستهبندیهایی که امروز در موسیقی وجود دارد میبینم که موسیقی تلفیقی، موسیقی است که یا یک آواز ایرانی دارد یا حتما در آنها سازهای ایرانی هم دخیل هستند. خیلی کم هستند موسیقیهایی که ساز ایرانی ندارند اما به سمت ایرانی زدن رفتهاند. من هم یکمقدار از این نوع موسیقی تلفیقی کار کردن خسته شدهام چون آن را بهوفور انجام دادهام و اصلا جزو آغازکننده این جریان بودم اما سالها است که از این سیستم خسته شدهام.
  • * این روزها نامگذاری این موسیقیها با عنوان موسیقی تلفیقی برای خیلیها آزاردهنده است و به آن نقد دارند. به نظر شما، این نوع موسیقی کار کردن و گذاشتن نام تلفیقی روی آن، اشتباه است؟
نه، اصلا. آن هم یک مدل از موسیقی تلفیقی است. اصولا باید در موسیقی تلفیقی چیزهای مختلفی دخیل باشد. شاید اصلا با یک گیتار کلاسیک بخواهید موسیقی تلفیقی تولید کنید. مثلا یکی از موسیقیهایی که خیلی دوست دارم، آثار مهرداد پاکباز است و رویه فکری او را بسیار میپسندم. به نظرم این نوع تلفیق خیلی قدرتمندتر و امروزیتر است. آن مدل تلفیق که در سازبندی آن از سازهای ایرانی استفاده میشود هم خیلی خوب است اما به نظرم اولین تجربیات هر موزیسینی در این حوزه است.
  • * حالا که به سمت دیگری از موسیقی رفتهاید، در آینده هم موسیقی الکترونیک را ادامه خواهید داد.
بله احتمال خیلی زیاد این تجربه را ادامه میدهم. البته این را هم بگویم که به کار بردن موسیقی الکترونیک در این آلبوم زیاد بوده اما نمیدانم که آیا موسیقی من واقعا الکترونیک است یا نوعی الکتروآکوستیک است؟ کاش بقیه بگویند که رامین بهنا موسیقیاش واقعا الکترونیک است یا در آن از الکترونیک استفاده کرده است؟
  • * با توجه به سازبندی شاید بتوان گفت که به نوعی استفاده از موسیقی الکترونیک بوده هرچند که صدای غالب آلبوم، الکترونیک است.
بله فکر میکنم من هم اینگونه به آن نگاه میکنم اما در این آلبوم به سمتی از موسیقی الکترونیک رفتهام که کمتر استفاده شده یا به نوعی میتوان گفت اینگونه الکترونیک در ایران استفاده نشده است. شاخه موسیقی الکترونیک انواع مختلفی دارد به خصوص با وجود نوع موسیقیهایی که دیجیها تولید میکنند، استفاده از صداهای خاص، ترنس و... اما من به سمت ترنس نرفتهام. من سعی کردهام روی سینتی سایزرها برای موسیقیام صدا بسازم و در حقیقت متریال را خودم تهیه کردهام. چون صدایی میخواستم که در بقیه جاها و در سازهای آکوستیک وجود نداشته باشد. در حال حاضر استفاده از سیستم آنالوگ در موسیقی الکترونیک خیلی کم است و بیشتر سیستمها، دیجیتالی هستند ولی من با آن آنالوگ برخورد کردم و فقط کمی از سیستم دیجیتال استفاده کردهام اما به نوعی این کار را کردهام که کاملا تداعی کننده آنالوگ باشد. این روزها بخش غالب موسیقیهای الکترونیک، در زمینه موسیقی پاپ و ترنس است اما من این مدل الکترونیک را کمتر به کار بردهام چراکه جنس من نیست و اصلا نگاهم به آن سمت نمیرود. موزیسینهایی هم که در موسیقی الکترونیک دنبالهرو آنها بودم متفاوت هستند.
  • * پس احتمالا سبک موزیسینهایی مثل «ژان میشل ژار» یا «شولتز» را میپسندید.
بله. یکی دیگر از کسانی که خیلی دوست دارم، پیِر هانری است که نگاهی هم به سیستم موسیقی او دارم و روی من تأثیر داشته است. این را هم بگویم که در این آلبوم خیلی کلاسیکال برخورد کردهام و با این سیستم، موسیقی کاملا آهنگسازی و تنظیم شده است.
  • * موسیقی که ما در این آلبوم میشنویم خیلی تصویری است. از همان ابتدا به موسیقی، تصویری نگاه میکردید؟
بله. البته من زیاد به این موضوع فکر نکردم اما گویا به این سمت پیش رفته است و به آدمها تصویر میدهد. خیلی از موسیقیهای من تصویری است و شاید جزو خاصیتهای من است. این آلبوم حتی ما را به این سمت برده که در اجرای زنده هم تصویر داشته باشیم.
  • * فعالیت شما در حوزه موسیقی فیلم تا چه حد در تصویری بودن آثارتان تأثیر داشته است؟
خیلی زیاد. مطمئنم تأثیرات آن روی من زیاد بوده که الان موسیقیهایم تصویری هستند. این اتفاق برایم جالب است و اصلا میتوانم بگویم من موسیقی تصویری به شما میدهم و شما تصویر آن را بسازید. هر آدمی یک کارگردان میشود و برای خودش تصویر میسازد (خنده).
  • * اگر موافقید درباره تصاویری که این آهنگها دارند هم کمی صحبت کنیم. مثلا بازار چه تصویری برای شما دارد که این موسیقی را برای آن ساختهاید؟
بازار برای من ازدحام و حرکت است. یک لحظه سکون ندارد و برای همین این موسیقی پر از حرکت است. حتی در رستورانهای آن مثل مسلم و شرفالاسلام هم این شلوغی وجود دارد. اصلا ایده این کار زمانی در ذهنم نقش بست که در رستوران شرفالاسلام نشسته بودم. آنهایی که رفتهاند میدانند در آنجا همه چیز خیلی سریع اتفاق میافتد و همه باید سریع غذایشان را بخورند و نفر بعدی بیاید. یک لحظه سکون وجود ندارد.
  • * تصور شما از سید خندان چه بود که قطعه «سِد خندان» شکل گرفت؟
سید خندان در تهران یک شاهرگ است. شرق و غرب و شمال و جنوب تهران را به هم متصل میکند. پر از افراد متفاوت، چه خوب و چه بد است و پر از ماشینهای خطی و ترافیک روزمرهای که از آنجا شروع میشود.
  • * پارکوی چطور؟
به نظرم پارکوی جزو اتوبانهای مدرن تهران است. شما وقتی از نواب به سمت بالا میآیید، چندین محله تهران را میبینید اما این اتفاق مثلا در اتوبان مدرس نمیافتد. در پارک وی جاهای مختلف تهران، از غرب تا قسمت شمالی تهران وجود دارد.
  • * به نظر موسیقیهایی که برای «پارکوی» یا «قیطریه» -که شمال تهران هستند- ساخته شدهاند خیلی امروزیتر و شاید غربیتر صدا میدهند اما موسیقیهایی که مثلا برای «بهار شیراز» یا «کوچه برلن» ساخته شدهاند بیشتر ایرانی و نزدیکتر به بافت قدیمی تهران هستند.
البته من این دید را نداشتم اما احتمالا این اتفاق افتاده است. انتخاب من از نقاط مختلف تهران، منطقههایی بود که با اینکه محلههای قدیمی هستند اما حال امروزِ تهران در آنها خیلی جریان دارد. در واقع هنوز محلیت دارند و کارایی خود را از دست ندادهاند و در آنها آدمها هنوز با یکدیگر بچه محل هستند. مثلا بهار شیراز یک محله است یا بازار محله است. بهار جزو جاهایی است که هنوز محلیت خود را حفظ کرده است و هنوز یکسری از خانهها و آدمها قدیمی آنجا زندگی میکنند. اما در پارکوی کاملا نگاه مدرن داشتهام. اکباتان برای من یک محله خاص است. آدمهای خاصی هم آنجا هستند که به اکباتان وابسته میشوند. آنجا از دور یک حالت سکون و بعضی وقتها غمگین دارد که در موسیقی «اکباتان» هم این حسم را نشان دادهام. به عنوان مثال «قیطریه»، فقط خود محلهی قیطریه نیست و اندرزگو بخش مهمی از آن به شمار میرود که مخصوصا به خاطر دور دور آدمها، بسیار شلوغ است. یا مثلا «پیچ شمرون» که یکی از محلههای اساسی تهران است و دو دروازه معروف تهران نزدیک این محله هستند. هیچ وقت در این منطقه آرام و قرار وجود ندارد، حتی نصفه شب.
  • * محله کودکی شما در کدام نقطه تهران بوده؟
خیابان شریعتی، نزدیک بهار شیراز، به قول قدیمیها باغ صبا. منتها برایش موسیقی نساختم چون خیلی تغییر کرده و دیگر آن حس را به آنجا ندارم.
  • * از ابتدا همین نامها را برای قطعات انتخاب کرده بودید؟
یک تعداد از آنها را برای آن محلهها ساختم و چند تای آنها را بعد از ساخته شدن نامگذاری کردم. حتی برای اینکه اسامی قطعات یکدست شوند، برخی از آنها را تغییر دادم. مثلا نام قطعه «کوچه برلن»، قبلا «پیادهرو» بود. پیادهروهای تهران واقعا منحصربهفرد هستند؛ یا کنده شدهاند و خاکیاند یا محل تردد موتورها یا انقدر کوچکند که عابران نمیتواند در آنها رفت و آمد کنند. خلاصه که اول این قطعه را برای پیادهرو ساختم که بعدا با توجه به سیستم کار، نام محلی برای آن انتخاب کردیم. البته این را هم بگویم که کوچه برلن هم واقعا گذرا است و مثل یک پیادهرو میماند.
  • * حالا که انقدر این موسیقیها تصویری هستند، نمیخواهید یک آلبوم تصویری برای آن منتشر کنید؟
راستش را بخواهید نه اما باید در اجرا تصویر داشته باشیم. فعلا که روی دو قطعه «پارکوی» و «کوچه برلن» کلیپ ساخته شده که قرار است کلیپ «کوچه برلن» را به عنوان عیدی مخاطبانمان، منتشر کنیم. راستش برایم جالب است که بقیه برای این قطعات تصویر بسازند تا فضای ذهنی آنها را هم از موسیقیام ببینم. اصلا از همینجا اعلام میکنم که هر یک از دوستان تصویربردار که دوست دارند، برای این قطعات کلیپ بسازند.
  • * اولین اجرای آلبوم «ایران 11» چه زمانی خواهد بود؟
فکر میکنم در هفته موسیقی تلفیقی که 23 تا 29 اردیبهشت برگزار میشود. این کارها با همه ارکسترهایی که قرار است آنجا اجرا کنند، متفاوت خواهد بود. میخواهیم کارهای قدیمی را هم با سیستم جدیدمان اجرا کنیم. حتی از کارهای خیلی قدیمی مثل آثاری که در «آویژه» تولید میکردیم. فعلا که قطعه «آشنایی» از آلبوم «نهآنچنان» را با سیستم امروز موسیقی بهنا تنظیم کردهایم و قرار است یکی از سورپرایزهای ما باشد.
  • * کدام ورژن از این قطعه برای شما جذابتر است؟
مسلما تنظیم جدید آن. این اتفاق که ذهنیتم کاملا تغییر کرده، برای خودم هم جالب است.
  • * حدودا ده سال است که آنسامبل «بهنا» شکل گرفته اما خیلی پرکار نبودهاید و در این مدت تنها دو آلبوم منتشر کردهاید. از این به بعد این گروه حضور پررنگتری خواهد داشت؟
بله این آنسامبل مدت ده سال است که با کمترین تغییر شکل گرفته و فکر میکنم در سالهای پیشرو طبق روال مشخصی به فعالیتمان ادامه دهیم. در سال 95 هم شروع به ساخت قطعات اینسترومنتال جدید میکنیم.
  • * فکر میکنید اینروزها کارهای اینسترومنتال (سازی) بین مردم با استقبال روبهرو میشوند؟
به هر حال اکثر مردم همیشه نیاز به شنیدن صدای خواننده دارند که عجیب هم نیست. در کل دنیا هم به همین شکل است اما در کشور ما بیشتر است چون ادبیات ما همیشه پررونق بوده و موسیقی از ادبیات عقب مانده است. من فکر میکنم مردم ما موسیقی را کم شنیدهاند، اگر بیشتر و درستتر به گوش آنها برسد مطمئنا اتفاقات بهتری هم میافتد، کمااینکه در رادیو به وفور از موسیقی استفاده میکنند اما هیچیک از مردم آنها را نمیشناسند چون آثار معرفی نمیشوند. برای همین فکر میکنم قابلیت بیشتر شنیده شدن را دارد.
  • * پس در موسیقیهای «گروه بهنا» خوانندهای حضور نخواهد داشت؟
نه. پروژه بهنا آنسامبل کاملا اینسترومنتال است و تا حالا هم پای این داستان ایستادهام. به همین دلیل هم هست که یکمقدار کمکار است. من کار باکلام کردهام و به صورت محدود هم خواهم کرد اما در قالب موسیقی «گروه بهنا» نخواهد بود. به نظر من موسیقی «گروه بهنا» در حال حاضر نیازی به خواننده ندارد و خودش با موسیقی حرفش را میزند. همین که به مخاطب تصویر میدهم کافی است، نمیخواهم آن را از مخاطب بگیرم.

> تماشا و دانلود ویدئو کلیپ «کوچه برلن»

سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما...

ما را در سایت سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 221 تاريخ: چهارشنبه 26 اسفند 1394 ساعت: 14:54

صفحه بندی